پارت ۳4

پارت ۳4
از دید هوپی
دیگه داش دیر میشد
(علامتا ا/ت + ته = هوپی - ماری !)
-دخترا کافیههه دیر شد
!حیف ک داره دیرت میشه وگرنه...
=اهممم🙂
!عا ببخشید خب من میرم خدافس😁
+خب بریم؟
=بریم
سوار ماشین شدیم
هنوز استرس داشتم و مث اینکه ا/ت اینو فهمیده بود
+اتفاقی افتاده؟
=یکم استرس داره چیزی نیس😁
+استرس واس چی؟
-ته خدم زبون دارم😐
=بل بل ببخشید🙂
-تو نگران نباش ا/ت خوب میشه
رسیدیم اونجا
+فک کنم یه یک ربعی زود رسیدیم🙄
-عب نداره
=من برم؟
-ن باش ممکنه کاری داشته باشیمت
=باش
رفتیم تو ک الکس اومد سمتمون
الکس:سلام جناب جانگ خوش اومدین
-سلام ممنون
الکس:معرفی نمیکنید؟(روبه ا/ت)
+سلام من کیم ا/ت هستم منشی شرکت...
-و همسر بنده
الکس:او بله باعث افتخارمه ک ملاقاتتون میکنم بفرمایید بشینین...


کم بود🥺ببخشید
لایک کنین جبران میکنم🙂💜🍭
دوباره شرط بزارم؟😁
دیدگاه ها (۹)

دختر تنها______________________________________ویو ا/تخیلی خ...

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

اسم داستان :{{پریود شدن در کلاس معجون سازی با پرفسور اسنیب ...

پارت ۲ الکس : همینی که گفتم یوری : باااشهههالکس : قشنگم بیا ...

سناریو کنما تک پارتی

چند پارتیــــــــ🖤✈️🖤ــــــــوقتی که مجبوره بره سفر کاریــــ...

فرشته مرگ منویو فردا صبح ویو الیناصدای زنگ اومد و از خواب پا...

Forbidden love④کوک: منم چیزی یادم نمیاد منم مست بودما/ت: ازت...

p24²عروس فراریولی این جعبه کاملا سالمه ریندو کاکوچو هم جعبه ...

رمان هکر کوچولوی من پارت ششم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط