حسین جان...

حسین جان...
حتی به درد کشته شدن هم نمیخورم.... بر گوسفند نذر شما غبطه میخورم... (((YA HOosEiN)))
آب در داغترین روز ازل تا به ابد .
به ترک های لبت داشت حسادت می کرد ‌.
از همان خیمه تو دستور اگر میدادی .
که به این سمت بیا ٬ آب اطاعت می کرد .
دیدگاه ها (۷)

^o^) (^o^)دختر کوچولو از جا پرید. جوری که انگار وحشتناک ترین...

### پارت ۸: پیمانِ شکستهبوی تندِ نم، آهنِ زنگ‌زده و دریا، او...

چند پارتی

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت پنجم » تهیونگ بود . جونگکوک با عصبانیت...

Part 18

پادشاهی شب"مجازات روز"رستگاری سپیده دمPart 2/2کیوکا کنار دخت...

وقتی پریود بودی💙پارت ۱روایت از زبان ماکیلا:با درد شدیدی توی ...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹¹⁷اما چیزی که بیشتر از هر چیزی منو شوک...

حسین جان...حتی به درد کشته شدن هم نمیخورم.... ...

حسین جان...آب در داغترین روز ازل تا به ابد .به ترک های لبت د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط