{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حسین جان...

حسین جان...
حتی به درد کشته شدن هم نمیخورم.... بر گوسفند نذر شما غبطه میخورم... (((YA HOosEiN)))
آب در داغترین روز ازل تا به ابد .
به ترک های لبت داشت حسادت می کرد ‌.
از همان خیمه تو دستور اگر میدادی .
که به این سمت بیا ٬ آب اطاعت می کرد .
دیدگاه ها (۷)

قصه شانزدهم: راهبرد امام حسین (ع) (قسمت دوم)

^o^) (^o^)دختر کوچولو از جا پرید. جوری که انگار وحشتناک ترین...

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

### پارت ۸: پیمانِ شکستهبوی تندِ نم، آهنِ زنگ‌زده و دریا، او...

Part 6فلش بک به صبح روز بعد-ویو میونگ چشمام و باز کردم ...بد...

شب تولدم فصل 3پارت 9سوار متورامون شدیم و رفیقای ات ترک متورا...

بوسه ی اجبار پارت دهم

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت پنجم » تهیونگ بود . جونگکوک با عصبانیت...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۳" در آغوش رویای آبی ات "...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط