{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

✞🥀My Vampire🥀

✞🥀My Vampire🥀
P9
علامت ها
لیا + لونا = کوک _
بکهیون × سیاه لشکر ها @

_هنوز حرفم تموم نشده ها من نمیخوام دوستم باشی چون خیلی رو مخی(تصوراتتون بهم خورد😂)
+یاااا خودت رو مخی
ضربه ای به در خورد جفتمون پاشدیم پسره پا با بهت بهم نگا میکردیم کوک دستمو گرفت برد پشته در(اهم توجه دره ۱متر از دیوار فاصله داره واسه همین کامل باز میشه)در با ضربه ی محکمی باز شد بکهیون درو باز کرد باعث شد کوک به جلو حل داده شه و دومیلی متر باهم فاصله داشته باشیم...همینجوری بهم زل زدیم که به خودم اومدم و سرمو چرخوندم..بکهیون رفت وسط اتاق کوک دستمو گرفت و اروم از پشت در در اومد رفتیم بیرون که یهو برگشت و دیدمون شرو کردیم دوییدن..
رفتیم سمته زیر زمین و پشت کارتونا قایم شدیم
+بنظرت..گممون کرد؟
_نمیدونم اینجوری به نظر میرسه
پاشدیم از پشت کارتونا در اومدیم..صدایی توجهمونو جلب کرد..میخواستم برم سمتش که کوک دستمو گرفت بردم پشت کارتونا..
+چته؟؟؟
_هیشش🤫
×میدونم اینجایین بیاین بیرون کوچولوها
+چیکار کنیم(اروم)
_فقط سکوت(اروم)
×میتونم حضورتونو حس کنم پس بیاین بیرون وگرنه خودم میام سراغتون..
+من برم بخورم میشه ۱۰۰تا بعد تمومه(اروم)
_خفه شو حق نداری ترکم کنی(اروم)
+هاااا
کوک دستشو گذاشت جلوی دهنم و تو گوشم گفت
_احمق چرا داد میزنییی(اروم)
×خودتونو لو دادین شما سه تا بیاین بیرون تا خودم نیومدمممم
+کوک..میگم...ماکه دوتاییم(اروم)
_نه..سه تاییم(اروم)
+ها؟..ولی فقط منو تو...
×تا سه میشمارم
+بریم بیرون؟؟(اروم)
_یکاری میشه کرد فقط(اروم)
+چی(اروم)
_اگه بات بخوابم اون نمیتونه خونتو بخوره چون اگه بخوره هم بازندس(اروم)
+اولن ببند کوک دومن ما سر صدا کنیم میاد سراغمون چه برسه به....ایشش(اروم)
×یککک
_😁
+اصلا امکان نداره(اروم)
_چرا داره بیبی(اروم دیگه عههه)
چسبوندم به دیوار پشتم که....

..... ادامه دارد.....
کمی خماری تا پارت بعد....
یاح یاح یاح 😂😂😂

#Company #blackpink #BTS #بلک_پینک #بی_تی_اس #لیسا #جنی #رزی #جیسو #تهیونگ #مین_یونگی #شوگا #نامجون #جین #جونگ_کوک #وی #thv #jk #rm#min_uongi #jin #jimin #جیمین #جیهوپ #جی_هوپ #j_hope #army #آرمی #ایدل #کمپانی #blink #بلینک
دیدگاه ها (۱۶)

پسر بد (57)

پری کوچولوی منپارت ۸ویو روز عقدته: توی محضر بودیم کوک دستمو ...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_85تنها چیزی که عوض نشده بود ...

🖤 پارت ۲۶ | «اتاق ممنوعه»لانا به کوک خیره شد.— «چرا نباید از...

#in_your_eyespart_9۴ویو کایلاشب شده بودبعد انجام کارام رفتم ...

پارت ۴ 🖤بعد از دانشگاه، با جینا از در بیرون اومدم. هنوز چند ...

Iove and the moonPart 42ماشین در سکوت حرکت می‌کرد. صدای آرام...

《نوری در دنیای مرده ها》پارت ²ویو تهیونگ که رفتم سمت در.دست گ...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟑صبح روز بعد...ا/ت با صدای ز...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴²ویو: جونگ‌کوکبا عجله به سمت اتاق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط