آمدم عرض ادب به قدم یارم کنم،دل و جان را فدای گل بی خارم
آمدم عرض ادب به قدم یارم کنم،دل و جان را فدای گل بی خارم کنم،آمدم تا که شوم بر در تو حلقه به گوش،دل دهم بر تو و خود را به تو دلدار دهم،من که عمریست ز چشمت شده ام مست و خراب،چه شود تا زوصالت دل و هوشیار کنم؟کرده بودند رقیبانم همه روزم شب تار،همه روز رقیبان چو شب تار کنم،گر تو خواهی که بیایی ز دلم یادکنی،گل بپاشم به رهت ،شهر رو خبر دار کنم
- ۱.۲k
- ۰۸ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط