آخرین شکار پارت دو

The last hunt
︵﹡̤⏜‌︧𖥑𑩑︨⏜‌﹡̤︵᷼   𑂳
𝘏𝘢𝘴𝘩𝘵𝘢𝘨;࿚⏝֯࿙‌࿚‌਼‌𝅄✦𝅄‌਼‌࿙‌࿚֯⏝࿙‌࿚
#story
پارت2
البته الستور هم کم نیاورد؛ هنوز دو ثانیه از حرفش نگذشته بود که قفل دستانش را باز کرد. لوسیفر از همه جا بی‌خبر که هیچ تکیه گاهی نداشت و الستور که از حرف لوسی و واکنش ناخواسته اش به غرورش برخورده بود...
با باز شدن دست ها، لوسیفر با باسن به زمین خورد و داد و هوارش به آسمان رسید؛ طوری که حتی صدای رعدوبرق های خندان شب هم در فریاد لوسیفر خفه شد. البته، شاید او زیادی بزرگش میکرد اما نمیتوان درد دو شاخه ی باسن هم نادیده گرفت!

_آم، الستـــور؟!
«الستور» گفتنش کشیده و نامطمئن بود؛ حتی اگر صدایش هم نمیشناخت، میتوانست از طرز حرف زدنش تشخیص دهد چارلی است. سرش را که بالا گرفت، چشمانش گشاد شد و لبخندش بوی تعجب گرفت؛ به طرز عجیبی در هتل بود و تمام این راه را با فکر کردن به ان اتفاق عجیب در اتاق رزی گذرانده بود!

در کنار عجیب بودن، برایش اعصاب خرد کن هم بود؛ به گونه ای که دستش را بین دو ابرویش گذاشت و اخم کرد. دندان میفشرد و زیر لب می‌غرید، اما لحظه ای فکر نمیکرد که شاید بهتر باشد با کسی در میان بگذارد!

چارلی همیشه اورا به جلسات صحبت راجع به مشکلاتشان دعوت میکرد و میکند و خواهد کرد! اما او لجباز تر از چارلی‌ست.

و حالا او درست اینجاست، رو به روی چارلی که آماده‌ی پیشنهاد دوباره‌است و در دوراهی بزرگی گیر افتاده است؛ به جلسه برود یا در هتل با لوسیفری که همانند او شرکت در جلسات را وقت تلف کردن میداند دوباره تنها شود...
#The_last_hunt
دیدگاه ها (۰)

در آغوش تو. پارت چهارملوسیفر با تردید گفت : الان مادرت کجاست...

گمشده در اعماق جنگلهیونجین/ا.تپارت:۴با سردرد بدی چشماش رو با...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 67دختر با خودش کلنجا...

پارت ۲ 🗿راهروچارلی دنبال پدرش بود که ناگهان الستور دید چارلی...

#پناه‌او‌#پارت‌یک باران نم نم می بارید و در هر ثانیه شدید تر...

«INFECTED LOVE»

پارت ۹

بارون اون شب به وحشیانه ترین صورت ممکن میبارید،لوسیفر با لبا...

اسم : عشقی در تاریکی جنگل پارت ۷ (از زبان راوی ) بعد از چند ...

پارت 48

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط