{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
.
حرفاش
من و بردش بہ اون دلدادگیش
چشماش
شدم خار و خراب زندگیش
دستاش
خیالم رو بہ یڪ دلواپسے برد
انگار
ڪہ عاشق بودم و بے خود شدم مرد...!!!
.
.
ترانہ از
محمد اڪبرجانی
.
🎀 🎀 🎀
دیدگاه ها (۱)

کپشن💘🙃عروسک من😈🔞پارت هفتاد ...نشسته بودیم بعد از اون تاب و ک...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_31سرد رفتار میکرد ؟ فکر میکر...

پارت شیش اون اون یوری نبود ولی انگار میخواست خودکشی کنه رفتم...

★彡   Part 20 彡★ آخخخ. من باز هم برای این خنده هاش ضعف رفتم.ا...

My professorChapter:2Part:101چند لحظه فقط به اون مرد خیره شد...

🍷…………………………پارت۷…………………………🍷🌹ویو مین عصبی بودم آنقدر عصبی که ...

#ارباب‌سنگدل #پارت_29 ا‌ت با سردردی چشماش رو از هم باز کرد و...

### پارت ۷: سقوط در سیاهیاون شب، عمارت در سکوتِ سنگینی فرو ر...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 149♡⁠。⁠)⁩سریع و...

I'm not jealous part 56دستمو پشت گردنش گذاشتم و عمیق و محکم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط