ماه_تیره🌑

ماه_تیره🌑
Part: 64
#بتی
چند دقیقه ای بود که هیچ خبری ازشون نبود

اقا رو دوست داشتم میونگ هم مثل دخترم بود
توی دلم اشوب بود
این جور رفتار های اقا رو میشناختم تا از کارش پشیمونش نکنه ولش نمی کنه

قلبم درد میکرد
چند باری دم در اتاق رفتم اما صدایی نمی امد

رفتم تو اشپز خونه و با دلی پر از خون کیک مورد علاقه اقا و میونگ رو درست. کردم

حتی تو انتخواب کیک هم هم نظر نبودن

کیک ها رو گرفتم دستم و دوباره به سمت اتاق رفتم
هیچ صدایی نمی امد
میونگ مثل دخترم میموند

توی این چند ماه خوب خودشو توی دل منو شوهرم جا کرده بود

برگشتم توی قدم های دومم یه دفعه صدای جیغ پاره ی تنم همه جارو برداشت

برگشتم
قلبم ریش ریش شده بود
کنار در نشستم دستامو دور دهنم گرفتم و گریه میکردم

هر لحظه صدای جیغ ها و التماس های میونگم بیشتر میشد

التماس میکرد ولش کنه
صدای ناله هاش از درد همه ی عمارتو برداشته بود

کم کم همه ندیمه ها و همکارام اومدن دور هم جمع شدیم و گربه میکردیم


༺༈༺༼༻༻★☆٭★☆٭★☆٭★☆٭★☆٭٭★༺༈ད༻
دیدگاه ها (۰)

The Secret Between Light and the Stageپارت 9نارا: منم همین ک...

روز بعد ویو اتچشمام رو باز کردم هنوز تو اون اتاق بودم به سخت...

By necessity پارت 1ویو بورام با صدای الارم بیدار شدم رفتم سر...

part 14یه ماشین گرفتم و رفتم سمت خونه رسیدم مستقیم رفتم تو ا...

ددی خون آشام من

الماس زیبای من  part ⁹- نه الان زبونتو نمی‌برم برای معذرت خو...

#𝙁𝙞𝙫𝙚.𝙮𝙚𝙖𝙧𝙨.𝙤𝙛.𝙨𝙞𝙡𝙚𝙣𝙘𝙚 𝗽𝗮𝗿𝘁 24نگهان..... چراغ‌ های مدرسه یکی...

مافیای من

چند پارتـــــــــــــــ🖤ـــــــــــوقتی باهات بد حرف میزنهــ...

Part "71"☆ویو هانا☆از شدت تعجب و حس تنفری که از حرف‌های ماری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط