چندپارتی جونگ کوک و تهیونگ ( اسمات نداره )

ته : کوک خدا لعنتت کنه این چیه میگی ...( خنده )

کوک : خیلی بی جنبه‌ای ها دیگه پیشت حرف نمیزنم بابا خفه شو الان پیدامون میکنن

ته : اوکی اوکی دیگه نمیخندم

کوک : ته اونجارو سوهو داره میره

ته : بزار ۵ دقیقه بعد از این که رفت وارد شیم ولی خدای خیلی خره

کوک : خر که هست ولی چطور

ته : اوسکل اومده یه معامله بزرگ بعد کلان ۵ ۶ تا بادیگارد اورده

کوک : تو چرا حرص میخوری اخه

ته : نمیدونم والا

کوک : خوب الان رفته بریم

ته : بریم

جونگ کوک و تهیونگ از اونجای که مخفی شده بودن اومدن بیرون و از پشت همه‌ای بادیگاردا رو بیهوش کردن و بعد رفتن اتاق بالای که ا.ت توش بود

کوک : ته ببین اگه روی ا.ت بود کارمون راحت تره ولی اگه دیدی روش نبود و وایساده شاید یکم کار سخت بشه

ته : اره ببین من سوهو رو میزنم تو ا.ت رو بیار بیرون و بیا کمک

کوک : اوکی بریم

ته : ۱ ... ۲...۳

جونگ کوک و تهیونگ درو یک دفعه باز کردن وارد شدن که با چیزی که دیدن دهنشون کف کرده بود

کوک : هااااا( تعجب کرده )

ته : ا.ت ... تو چیکار کردی

ا.ت : هیچی کارشو ساختم البته اینجا یکم کثیف شد

کوک : زدی تیکه تیکه‌اش کردی چراااا

ا.ت : خوب اخه خودش گفت به فا..کش بدم من دادم

ته : تو کلان روانی .. من اینجاش موندم که چطور با این هیکل اخه نه نمیشه من باور نمیکنم

ا.ت : به کی...رم باور نکن من دخلش رو اوردم شما جمعش کنید من میرم کار دارم

ا.ت این رو گفت و قدم برداشت به سمت در که کوک گفت

کوک : ا.تتت

ا.ت : چته

کوک : لا..شی کجا میری قراره باهم دیگه بریم

ا.ت : کجا

کوک : مگه نمیدونی قراره بعد اینکه اینو کش..تیم ببریمش جای که قراره کانگ و گروه ماه آبی قرار گذاشتن

ا.ت : نه کسی به من چیزی نگفته پس من نمیام

که یک دفعه گوشی ا.ت زنگ خورد

ا.ت : ای خدا

ا.ت گوشیش رو از جیبش در اورد و به صفحه گوشی نگاه کرد و جواب داد

ا.ت : بله

...: ا.ت با کوک و ته برگرد

ا.ت : چی میگی مگه نمیدونی کلی جا باید برم تا الانم میتونستم ۳ نفرو به قت..ل برسونم من نمیام قرار ما این نبود

...: ا.ت پول بیشتری بهت میدم

ا.ت : چقدر

...: هرچقدر که بخای

ا.ت : جالب شد باشه میام ( قطع کرد )

ا.ت : سری باشید این تنه لشو جمع کنیم بریم

ته : خیلی بد دهنی یا

ا.ت : به خودم مربوطه

بعد ۱۰ دقیقه سوهو رو جمع کردن انداختن تو ماشین تهیونگ و جونگ کوک و ا.تم رفت سوار موتور خودش شود و دنبال ماشین ته و کوک رفت

..... ادامه دارد
دیدگاه ها (۲)

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

My Boy❄

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

تکپارتی جونگ کوک

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

My Boy❄

Forbidden love④کوک: منم چیزی یادم نمیاد منم مست بودما/ت: ازت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط