شبی مست رفتم اندر ویرانهای
شبی مست رفتم اندر ویرانهای
<ناگهان چشمم بی افتاد اندر خانهای
نرم نرمک پیش رفتم در کنار پنجره
<تا که دیدم صحنهٔ دیوانهای
پیرمردی کور و فلج در گوشهای
<مادری مات و پریشان همچنان پروانهای
پسرک از سوز سرما می زند دندان به هم
<دختری مشغول عیش و نوش با بیگانهای
پس از آن سوگند خوردم مست نروم بر در خانهای
<تا که بینم دختری عفت فروشد بهر نان خانهای
<ناگهان چشمم بی افتاد اندر خانهای
نرم نرمک پیش رفتم در کنار پنجره
<تا که دیدم صحنهٔ دیوانهای
پیرمردی کور و فلج در گوشهای
<مادری مات و پریشان همچنان پروانهای
پسرک از سوز سرما می زند دندان به هم
<دختری مشغول عیش و نوش با بیگانهای
پس از آن سوگند خوردم مست نروم بر در خانهای
<تا که بینم دختری عفت فروشد بهر نان خانهای
- ۱.۶k
- ۰۶ دی ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط