تلنگر

🟡 به دوستی گفتم: چرا ديگر خروس‌تان نميخواند؟!

🐓گفت: همسايه‌ها شاكی بودند كه صبح‌ها ما را از خواب خوش بيدار می‌كند، ما هم سرش را بُريديم.

🟢 آنجا بود كه فهميدم هر كس مردم را بيدار كند سرش را خواهند بُريد.

🐔در دنیایی كه همه از مرغ تعريف می‌كنند نامی ازخروس نيست، زيرا همه به‌فكر سير شدن هستند، نه بفكر بيدار شدن
#تلنگر
#فتامل
#پندانه
دیدگاه ها (۲)

دیدار باتو (پارت ۳)

پارت ۵ 🎀ویو آلیاصبح، چون عادت داشتم ساعت پنج بیدار بشم، چشم‌...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part⁴" توصیف در یک جمله:آغازِ یک صبحِ عاشقانه"...

حقیقت پنهانپارت ۸ ویو ادمین :بورام متوجه نگاه ها و حرف های ج...

‍ 🔴 🐓 🔴 *به دوستی گفتم: چرا دیگر خروسٍ تان نمیخواند؟ !!!* 🔴...

‏چرادیگر خروس‌تان نمی‌خواند؟ گفت:همسایه ها شاکی بودند که صبح...

به دوستی گفتم: چرا دیگر خروس‌تان نمی‌خواند؟! گفت: همسایه‌ها ...

به دوستی گفتم: چرا دیگر خروس‌تان نمی‌خواند؟!...گفت: همسایه‌ه...

پرسید:چرا دیگر خروس‌تان نمی‌خواند؟گفت: همسایه ها شاکی بودند ...

بہ دوستــی ڪَفتم:خروســـتاڹدیڪَر نمیــخواند...ڪَفت همسایہ هـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط