{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بہ دوستــی ڪَفتم:خروســـتاڹ

بہ دوستــی ڪَفتم:خروســـتاڹ
دیڪَر نمیــخواند...ڪَفت همسایہ هـا
شـاڪــی بودند ڪہ صبح هـا مـا را از
خـواب خوش بیدار میڪند،ما هــم سرش را بریـدیم..!
انــجا بود... ڪہ فهمــیدم هر ڪس مردم
را بــیدار ڪند سـرش را خواهنــد برید...!!!
در روزڪَارے ڪہ همـہ از مرغ تــعریـــف
میڪنند نامـے از خروس نــیست،زیرا همـہ
بفڪر ســیـر شـدڹ هســتند نہ بــیدار شدڹ...!!!


*_^




و ایڹ است حکایـٺ زنـدگــــــــی
دیدگاه ها (۷)

┄┅═❁﷽❁═┅┄گفتم: چرا ديگر خروس‌تان نميخواند؟!گفت: همسايه‌ها شا...

‍ 🔴 🐓 🔴 *به دوستی گفتم: چرا دیگر خروسٍ تان نمیخواند؟ !!!* 🔴...

به دوستی گفتم: چرا دیگر خروس‌تان نمی‌خواند؟! گفت: همسایه‌ها ...

به دوستی گفتم: چرا دیگر خروس‌تان نمی‌خواند؟!...گفت: همسایه‌ه...

پرسید:چرا دیگر خروس‌تان نمی‌خواند؟گفت: همسایه ها شاکی بودند ...

چندی قبل که مهمان یکی از آشنایان بودم به او گفتم : خروسی داش...

چندی قبل که مهمان یکی از آشنایان بودم به او گفتم:خروسی داشتی...

حکایتی زیبا از مرحوم دکتر ناصر کاتوزیان پدر علم حقوق:چندی ق...

چندی قبل که مهمان یکی از آشنایان بودم به او گفتم : خروسی داش...

حکایت امروز ما

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط