{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدمتکار

خدمتکار
علامت ها ات -لینو !هیونجین &پدر لینو هیونجین
@املیا خدمتکار خونه ∆خواستگار

پارت ۲
-نه می‌خوام برم بیرون
ولی پدرتون گفت .....
-یه پدرم نگو زود میام
ساعت چند میاید
-۴ صبح
چشم
ویو ات =می‌دونم باید به پدرش بگم ولی نمی‌گم ولی بازم شک دارم که نگم . این بهترین زمانه که برم بیرون چون تا ۴ صبح نمیاد حالا من زود تر میام خونه
آماده شدم رفتم بیرون می‌خوام برم بار و روز اول کاری رو چشن بگیرم
[زمان گذر. هیونجین اومد خونه ]
!سلام من اومدم خونه
@ خوش اومدین
!شنیدم پدرم خدمتکار جدید استخدام کرده
@ بله
!خب کجاس می‌خوام باهاش آشنا شم
@ لینو رفت بیرون اونم رفت
!لینو... (با تعجب )
!این دوتا باهام رفتن
@نه
!مرسی
!آها. می‌دونی کجا رفتن
@ نه ولی ات گفت که مقبره دور میزنه جشن میگیره
!جشن؟؟
@اره شغلش رو خیلی دوست داره
!باشه من میرم بیرون سریع میام

ویو هیونجین =می‌دونم لینو کجا رفته ولی ات رو نه رفتم بار همیشگی اون جا ... اون جا جایی که پدرم با مادرم دعوا کرد و مادرم مرد ....... پس لینو همیشه مره اونجا
بار 서올 {سئول}
ویو ات و لینو =رفتم بار 서올{سئول}
که یهو پسر رئس رو دیدم
-اینجا چیکار می‌کنی
به تو چه
-هه با هرجوری راحتی
پس اینجا میخواستی تا ۴ صبح بمونی
-اره به تو چه
کاری نکن به پدرت بگم
رفتم یه گوشه نشستم و سوجو خوردم
-هی
ها چی میخوای
-به پدرت نگو
چرا باید نگم
-چون تو از زندگی من خبر نداری
چرا دارم خوبشم دارم
تو پسر به مافیایی
-هیسسسس دهنت رو ببند
چیه می‌ترسی بگم
دست منو گرفت و رفتیم یه جای خلوت
-حالا زرتو بزن
تو پسر یه مافیایی که خیلی پولداره و زندگی خوبی داره
-من زندگی خوبی دارم
آره خود تو
تو اصلا نمیدونی من چندبار خودکشی کردم ولی نمردم
باید خیلی خوشحال باشی که زندگی به این خوبی داری
حتی مرگ هم منو پس میزنه
پس تو نباید بگی زندگی من بده
اگه زندگی تو بده زندگی من افتضاحه
-خفشو
چیه ندیدی یکی آنقدر زندگیش بد باشه
-گفتم ببند دهن لقت رو

برای ادامه بیا توی پیجم

#لینو #لی.مینهو # استری.کیدز
#سناریو #فیک #سناریو.فیک
#چت.فیک #کیپاپ
دیدگاه ها (۰)

پارت 15رمان🦋 عشق مدرسه ای 🦋ات: چه شرطی؟ هیونجین: ( به لبش اش...

سناریو کوتاه سینا ساعی

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

پشت نگاه سردت — پارت ۱۱ویو آتکه یهو ته منو پرت کرد توی استخ...

پارت 6رمان ✨عشق مدرسه ای✨هیونجین: خب من دوستت دارم. خیلی وقت...

𝓹𝓪𝓻𝓽۴۸✦ویو موقع رسیدن پلیسpov: ات رو شونه مبینا داره گریه می...

وقتی بهت خیانت میکنه (اسمات)pاخرویو جیمین خب امروز باید یکار...

پارت سوم عروسک کوچولو ویو راوی کوکو به ات نزدیک شود و بهش گف...

╭─────────────── 💜 ───────────────╮✦ پارت ۹ | حرفی که باید گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط