{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قلمم حوصله کن ، شعر به نام پدر است

قلمم حوصله کن ، شعر به نام پدر است
کاغذ و دفتر و دیوان، همه ، رام پدر است

واژه ها در سر من با هیجان می رقصند
شعرهم مست شده،تشنه ی جام پدر است

امشب انگار که شب جلوه ی دیگر دارد
روشنی بخش شبم ، ماه تمام پدر است

می کنم سجده به پایش ، قدم لرزانش
قبله ام کج شده و ، سمت مقام پدر است

می زنم بوسه به دستان پر از احساسش
بوسه هایم همگی بوسه ز کام پدر است

در هوای نفسش شوق پریدن دارم
همچنان مرغ دلم بر لب بام پدر است

پند و اندرز پدر حک شده در ریشه ی من
چونکه یک معجزه در متن کلام پدر است

روز و شب زجر کشیده که من آرام شوم
جان نثاری ز خودش خط مرام پدر است

باز هم نام پدر آمد و خون جوش آمد
قلم آرام نشو ، شعر به نام پدر است
دیدگاه ها (۶)

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏𝟔چند هفته بعد، یونا حالش خوب نبود.بان...

داستان عاشقانه جدید

یک شب، یک اشتباهساعت از یازده شب گذشته بود که رادین بالاخره ...

🖤 قراردادی که واقعی شدپارت ۸ | اتاق مخفی— کجا؟هانا هنوز به ک...

🖤 مافیای من — قسمت ۲۳وقتی احساسات خطرناک می‌شوندصبح روز بعد،...

╔════════════════════════════╗ پارت ۱۰۰ | «اولین روزهای ما.....

رمان لونا و ویلیام : قسمت ۱۴

# فصل اول: اعتراف در تاریکینمای بیرونی ویلای پدر سینا، زیر ن...

......//برده ی زیبا//......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط