آرزو می‌کنم آرزوهايت

آرزو می‌کنم آرزوهايت
در يک قدمى تو ايستاده بـاشد
تا با يک پلک بر هم زدنى
در آغوششان بگيرى.
آرزو می‌كنم عشق در
بهترين زمـانِ ممكن به سراغت بيايد
و زيباتـرين خوشى‌هاى دنيا را زندگى كنى.
آرزو می‌كنم هيچ‌وقت درمـانده
و مستأصل خـيابان‌هاى شهر را قدم نزنى
و مردمک چشمانت از شادى بـرق بزند
نه از اشک و غم ..
دیدگاه ها (۱۹)

دوستتـ دارمـ، مثل درختی که باران را. بی‌نیاز از دلیل، بی‌انت...

#اللهم_عجل_لولیک_الفرج ما همیشه فقط به لیست آرزوهای خودمان ف...

### پارت سوم: «شوکِ سردِ در آغوشِ مافیا»با بازگشتِ برقِ اضطر...

پارت ۲۳حسنا با قدم‌های لرزان به سمت دستشوییِ سالن رفت. هر قد...

چند پارتیپارت ۲ماشین با سرعتی سرسام‌آور در جاده‌ی ساحلیِ خلو...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_3 فصل دوم | قان...

پارت ۵۱شبِ حراجی، عمارتِ کیم در سکوتی وهم‌آلود فرو رفته بود....

تهکوک؛ اسیر سایه‌هاپارت یکشب، دانشگاه تقریباً خالی شده بود.ج...

پارت اول — قبل از آن روزهیچ‌چیز قرار نبود آن روز تغییر کند.ب...

p6

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط