{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#Part126

#Part126
#آدمای_شرطی
🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸

فهمیدم با سام داره شوخی میکنه! یعنی تاحالا با هیچ دختری رابطه نداشته؟
همینکه بهش رسیدیم سام یدونه زد پشت اون آقا
_ کمتر نمک بریز نمکدون! ایشون هم نامزدم هستند جناب با مزه
پسره عینکش رو در اورد و با تعجب نگام کرد
_ جادوگری چیزی هستی تونستی این سام ما رو درگیر خودت کنی؟ به خدا این از مورچه ی ماده هم رو برمیگردونه
خنده ی ارومی کردم و با حس عجیبی که بهم منتقل شده بود به سام نگاهی انداختم نگاهم تو نگاه پر از عض و ارامش سام قفل شد
تو از کجا اومدی لامصب!
با صدای اهم اهم پسره نگاهمون رو از هم جدا کردیم
_ خوب نگاه های عاشقونتون رو تموم کنید بریم به پروازمون برسیم، خدا رو شکر هیچ کدوم هم لباس مناسب ندارید، برید تو کابین لباساتون رو عوض کنید
مارو سمت ساختمونی مه همون نزدیکی بود راهنمایی کرد و دو دست لباس بهمون داد
کابین تعویض لباس فقط یه اتاق کوچیک بود
با تعجب به سام نگاه کردم
_ سامی ما هردومون اینجا لباس عوض کنیم؟
لبخندی شیطونی زد و چشماش برق زد
+ اولاً جان دل سامی؟ دوماً مشکلیه مگه؟ یعنی یه جوری با استرس میگی انگار تاحالا اصلاً ندیدمت، اوم فکر کنم هنوز هم فیلمهای توی حمومت دستمه ها!
با حرص جیغی کشیدم که یهو دستش رو روی دهنم گذاشت و خنده ی بلندی کرد
_ اروم دیوونه! الان همه فکر میکنند چخبره! باشه بابا پشتمو بهت میکنم...
دیدگاه ها (۱)

ʙᴇᴀᴜᴛɪꜰᴜʟ ᴍɪꜱᴛᴀᴋᴇᴛʜᴇ ᴀᴜᴛʜᴏʀ | ɪᴀɴᴘᴀʀᴛ:⁰³تهیونگ سعی می‌کرد شن...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮Part 14روز بعد، ویولت همراه الورا به قصر ...

موضوع وقتی اسمشون رو تتو میزنی در حالی که داشتی لباس عوض می‌...

Borrowed LifePART3یکی دیگه هم هست؟! 😭تهیونگ چند لحظه به لینا...

👑 پارت پنجم | شام در قصرغروب همان روز، کالسکه‌ی خانواده‌ی کی...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت پارت ۹ | «نقشه‌ی جدید» 😂 جیا و ...

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟖 🖤🎀𓂃 ࣪˖ ִֶָ «اینجا کسی منو نمی‌ش...

«𝓴𝓪𝓯𝓮𝓱 𝓪𝓻𝓪𝓷 𝓮𝓼𝓵𝓸»« پارت : ۲ » بالاخره وقت تعطیلی کافه رسید و...

جهانی میان بیداری و خوابPart 1آملیا داشت می‌دوید.نمی‌دونست ک...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 6#لینو #فیکشنلونا داخل ماشین نشسته ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط