یکبار مادرم به من گفت اگر سیب پوست بکنم و پوستش را بدون ا

یکبار مادرم به من گفت اگر سیب پوست بکنم و پوستش را بدون اینکه تکه تکه شود از پشت سرم به زمین پرت کنم،می توانم به هویت مردی که با او ازدواج خواهم کرد پی ببرم.تکه پوست به شکل حرفی روی زمین می افتد،دست کم بعضی اوقات اینطور میشود:مامی چنان عاجزانه میخواست اوضاع به خوبی پیش برود که به راحتی منکر میشد تکه پوست روی زمین شکل عدد هفت یا دو را به خود گرفته است،حرفش را تکرار می کرد که "ب" یا "د" است.حتی اگر من کسی را نمی شناختم که اول اسمش"ب" یا "د" باشد.(قسمتی از متن کتاب)
#میوه_خارجی
#جوجو_مویز
دیدگاه ها (۶)

تک پارتی _ آیین گوشت و سکوت

dark life = 24

007-پنهان در مه - پارت ۶۸

برادر ناتنی

پارت دوم._*بیگناهان*_

Life Note

Part:6🐣سونا به همراه نامجون وارد اتاق او شد نامجون چراغ هار...

نامه شماره بیست و هشت «بارسلونای کوچه شصت و سوم»باورت می‌شود...

چگونه با پدرت آشنا شدم؟۲۸ «بارسلونای کوچه شصت و سوم»باورت می...

بارسلونای کوچه شصت و سومباورت می‌شود‌ ۲۸ هفته از اولین نامه‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط