{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روی دستش "پسرش" رفت ولی "قولش نه"

روی دستش "پسرش" رفت ولی "قولش نه"
نیزه ها تا "جگرش" رفت ولی "قولش نه"
این چه خورشید غریبی است که با حال نزار
پای "نعش قمرش" رفت ولی "قولش نه"
شیر مردی که در آن واقعه "هفتاد و دو" بار
دست غم بر "کمرش" رفت ولی "قولش نه"
هر کجا می نگری "نام حسین است و حسین"
ای دمش گرم "سرش" رفت ولی "قولش نه" ..
دیدگاه ها (۵)

پارت آخر — «میراثِ عشق» 🖤سال‌ها گذشت.خانه‌ای که روزی پر از ص...

p26

#my.sexy.toy. part 7(🤣برای مسدود نشدنم دعوا کنیدد...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 228♡⁠。⁠)⁩با دل ...

چند پارتی جونگ کوک

『 #Dark Fantasy Romance 』 The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پ...

روایات بسیاری گواهی می‌دهند که معصوم را جز معصوم نمی‌تواند غ...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۰

چندپارتی تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط