{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روی دستش "پسرش" رفت ولی "قولش نه"

روی دستش "پسرش" رفت ولی "قولش نه"
نیزه ها تا "جگرش" رفت ولی "قولش نه"

این چه خورشید غریبی است که با حال نزار
پای "نعش قمرش" رفت ولی "قولش نه"

شیر مردی که در آن واقعه "هفتاد و دو" بار
دست غم بر "کمرش" رفت ولی "قولش نه"

هر کجا می نگری "نام حسین است و حسین"
ای دمش گرم "سرش" رفت ولی "قولش نه" ..
دیدگاه ها (۲)

part : 20فقط 20 روز دیگه مونده استیو .. ، کمتر از یک ماه دیگ...

پارت آخر — «میراثِ عشق» 🖤سال‌ها گذشت.خانه‌ای که روزی پر از ص...

p26

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 228♡⁠。⁠)⁩با دل ...

『 #Dark Fantasy Romance 』 The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پ...

contact 🍷#contract𝑃𝑇12ویو هویج:صدای آب، سکوت حموم رو پر کرده...

چندپارتی تهیونگ

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۰

ابلیس

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟑جونگکوک و تهیونگ بعد از کلی خوش گذرونی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط