{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت⁶ •sad rose•

پارت⁶ •sad rose•

که یهو تهی رو دیدم که چشاشو بسته و دستشو رو قلبش گذاشته، رفتم سمتش.

تهیونگ:تهی تهیی حالت خوبه؟
تهی:آ.. آره خوبم...
تهیونگ: مطمئنی؟ میخوای کنسرت رو لغو کنیم؟
تهی: چجوری میخوای این کارو بکنی، الان همه ی آرمیا تو استودیو هستن و نگاهشون به استیجه، نمیشه این کارو کرد..

تا اومدم حرفی بزنم منیجر اومد بازم حرفای همیشگی رو زد...

__

کنسرت تموم شد، رفتیم رستوران غذا خوردیم و خونه...

«ویو صبح تهیونگ»

همه بیدار بودن جز جیمینو شوگا که هنوز خواب بودن، تعجبی هم نداره امروز روز استراحتمونه.
حالا تهی با جنگولک بازی هاش سعی میکرد بیدارشون کنه و موفقم شد جیمینو بیدار کرد.
رفتم اتاق شوگا میخواستم ببینم تهی میخواد چجوری اونو بیدار کنه. دیدم داره میپره روش و صداش میزنه

تهی: شوگا،یونگیییی، شوگا شییی، شوگااااا، هیونگ، اوففففف
ببین من جیمینو بیدار کردم تورم بیدار میکنم....ببین منو این پارچ آب یخ رو میبینی اگه بیدار نشی میریزم روتااااا
شوگااااا
خودت خواستی!

پارچ آب رو خالی کرد روش

تهی:من بهت اخطار دادم....«با خنده»

خندید و رفت تو پذیرایی، شوگا بیدار شد و بعد از انجام کارای روزانه اش رفت تو پذیرایی دنبال تهی و منم پشت سرش رفتم.

تهی:"چشم و ابرو میندازه برای تهیونگ که شوگارو بگیره و نزاره شوگا بیاد پیش تهی"
تهیونگ:........



پاک شده
دیدگاه ها (۰)

پارت ۶که یهو داشتم میخوردم زمین که دیدم شوگا اومد و با جادوی...

رمان :آیدل من پارت :«1»ویو «ا/ت» صبح با صدای کیتی که داشت خو...

فیک تهیونگ

اجباری ازدواجP:15"ویو الما"فهمیدم که تهیونگ با الیزابت دیشب ...

《برادره ناتنیم》(پارت ۵)ویو ا/تمن همون جا خشکم زده بود که افت...

#دوست_پسر_شیطون_من Part:5بعد چند ساعت ولم کرد و بغلم کرد و خ...

پارت ۱۱ویوی تهیونگ از خواب بیدار شدم و رفتم دستشویی و دست و ...

part:2۳خونه ی جیمین اسلاید دومویو جیمین:صدای (دینگ) از گوشیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط