{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گل خونی

گل خونی
پارت 42


تهیونگ از دست جونگکوک عصبی شد و بلند شد رفت از زیر پای جونگکوک گرفت انداختش  روی شونش و درو قفل کرد کلید هم گزاشت توی جیبش

- ولم کن  ولم کن بهم دست نزن

تهیونگ جونگکوک رو گذاشت روتخت و روش امد که نتونه تکون بخوره

+چرا این کارو میکنی خودت خوب تر میدونی که بدون تو نمیتونم زندگی کنم

- ها ارع خب بهم خیانت میکنی خودت دوست دختر داری ولی داری منو بازی میدی

+ چی دوست دختر

- ارع پس اون دختره توی گالریت کی بود که بغلش کرده بودی

+ اها پس حسودی کردی

- نخیر

+ اون خواهرمه حسودی نکن

- چی تو خواهر داری چرا بهم نگفتی

+ چون که آمریکاست الان که فهمیدی

- ببخشید فکر کردم دوست دخترته

+ نمی‌بخشم باید تنبیه بشی که دیگه تکرار نشه

- نه ددی خواهش میکنم همین دیروز تنبیه شودم

+ دیگه خودت کاری کردی که تنبیه بشی

- ددی ( با مظلوم )

+ نمیتونی منو منصرف کنی

تهیونگ شروع کرد به بوسیدن جونگکوک و جونگکوک همراهی نمیکرد عصبی شد

+ چرا  همراهی نمیکنی

- چون باهات قهرم

+ باشه خودت خواستی پس میخوای تا چند روز نتونی راه بری

- یک شرط داره

+ حالا ببین کی برای ما شرط میزارع

تهیونگ شروع کرد به بوسیدن تهیونگ  که دید جونگکوک داره...........
دیدگاه ها (۴)

پارت پانزدهم صبح ویو تهیونگ: به سمت اتاق جونگکوک رفتم تا ببی...

" از یک غریبه...به دلیل زندگیم! "part : ⁵⁵_ گفتم که...اونم ب...

پارت ۸ "اخر"ساعت ۷ و ۲۴ دقیقه عصر_نویسنده "کارن":تهیونگ با ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط