{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امشب ای آینـه گیسوی مـرا شـانـه بزن

امشب ای آینـه گیسوی مـرا شـانـه بزن
شاید امشب غزلم در نفس ات خانـه کند

جمـع کن زلف پریشان شـده روی دوشم
نکنـد بـاد صبـا قصـه آم افسـانـه کنـد

گره از چهـره ی غمگیـن و ملولم بر چین
مثل ساقی که غم از ساغر و پیمانـه کند

خنـده ای بـر لب مـن از دل شادت بگذار
دل نـوازی کـن اگـر عـاشق دیـوانـه کند

سـاز دل کوک کـن و گـوشه چشمی بنواز
تا بـه رقص ایم از آن نغمه که حنانه کند

خواهشی بر لب من بود که رسوا می کرد
بوسه هایی که مرا مست بـه میخانه کند

یک کمی دوست بداریم دل زخمی شده را
زخم دل دشمن غائی ست که بیگانه کند

آینـه می نگری مـن تک و تنهـا شـده ام
کاش قلب تـو مرا با خودش همخانه کند

‎‌‌‌
دیدگاه ها (۴)

عاشقانه های شبنم

وقت آن شد که به زنجیر تو دیوانه شویمبند را برگسلیم از همه بی...

وقت آن شد که به زنجیر تو دیوانه شویم بند را برگسلیم از همه ...

وقت آن شد که به زنجیر تو دیوانه شویم ...

-وقت آن شد که به زنجير تو ديوانه شويمبند را برگسليم از همه ب...

گفتم به فدای دل تو هر چه که دارمحتی تب یک شعر و غزل از تو به...

...گفتم به فدای دل تو هر چه که دارم حتی تب یک شعر و غز...

وقت آن شد که به زنجیر تو دیوانه شویمبند را برگسلیم از همه بی...

صالح سیدیوسفی شاعر شیرازی

ای شب ماتم زده ی تشنگی! ای غرض ِ جادّه و سرگشتگی! مقصد این ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط