خنک آن دم که نشینیم در ایوان من و تو

خنک آن دم که نشینیم در ایوان من و تو
خنک آن دم که نشینیم در ایوان من و تو

به دو نقش و به دو صورت، به یکی جان من و تو

داد باغ و دم مرغان بدهد آب حیات

آن زمانی که درآییم به بستان من و تو

اختران فلک آیند به نظّاره ما

مه خود را بنماییم بدیشان من و تو

من و تو، بی من‌و‌تو، جمع شویم از سر ذوق
دیدگاه ها (۱)

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟟دوستت خواهم داشتدر سکوت، در کلام، در صلح، در جنگ‌.𓂃˖...

خنک آن دم که نشینیم در ایوان من و توبه دو نقش و به دو صورت ب...

خنک آن دم که نشینیم در ایوان من و توبه دو نقش و به دو صورت ب...

خنک آن دم که نشینیم در ایوان من و توبه دو نقش و به دوصورت به...

‌خُنُک آن دم که نشینیم در ایوان من و توبه دو نقش و به دو صور...

خنک آن دم که نشینیم در ایوان من و توخنک آن دم که نشینیم در ا...

خنک آن دم که نشینیم در ایوان من و توبه دو نقش و به دو صورت ب...

زحل_خنک آن دم که نشینیم در ایوان من و توبه دو نقش و به دو صو...

خنک آن دم که نشینیم در ایوان من و توبه دو نقش و به دو صورت، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط