{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خنک آن دم که نشینیم در ایوان

خنک آن دم که نشینیم در ایوان
من و تو
به دو نقش و به دو صورت
به یکی جان من و تو

داد باغ و دم مرغان بدهد آب حیات
آن زمانی که درآییم به بستان من و تو

اختران فلک آیند به نظاره ما
مه خود را بنماییم بدیشان من و تو

من و تو بی‌من و تو جمع شویم
از سر ذوق
خوش و فارغ ز خرافات پریشان
من و تو
دیدگاه ها (۱)

آدم‌های کمی هستند که رسمِ ماندن را می‌دانند. آدم‌هایی که ا...

برهنه به بستر بی کسی مردنتو از یادم نمیروی...خاموش به رساتری...

الهیالهی این سوزما امروز درد امیز استنه طاقت به سربردن نه جا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط