وقتی برای چهارشنبه سوری میاریشون ایران

p5
هرکس ک صدام رو شنیده بود ب دو از آتیش دور شد ماهم عقب کشیدیم ک یهو گوله های آتیش پریدن بیرون...
جیمین با تعجب نگاه میکرد
«این چی بود دیگ؟»
تهیونگ هم خندید
«هرچی بود باحال بود..»
یونگی هم که داشت فیلم می‌گرفت دوربینو زوم کرد روی جیمین
«وای قیافه جیمین شی خداعه»
همه خندیدیم که جین با جیغ و ترس داد زد
«شما تا صورت هندسام منو خراب نکنید آروم نمیگیگیرید؟اگر صورت هندسامم خراب بشه دیگ هندیان نداریدا»
نامجون از خنده افتاده بود رو زمین...جیهوپ هم دست کمی از اون نداشت...یکی اومد و ترقه روشن کرد...ترقه ها یکی یکی میرفتن هوا و میترکیدن‌.‌..بعدش یکی دیگ از این ترقه ها که میچرخونیشون آورد و چرخوندش‌...
خلاصه بعد کلی ترقه بازی و شام خوردن بیرون بلاخره برگشتیم خونه...
جیمین خودشو پرت کرد روی مبل
«اوففف..شب پر استرس و ترسناک و در عین حال باحالی بود»
جونگ کوک و تهیونگ هم باهاش موافقت کردند...بعد چند روز برگشتیم کره و اعضا همیشه از شب باحالی و توی ایران داشتن تعریف میکردن و همش میگفتن ک دوباره بیاریمشون ایران...
____
اینم از پارت آخر خدمت مهربونام 🫶🏻
حمایت کنینا😭🫠
بوسسسسسس بهتون دوستتون دارم✨🤧
اگ درخواستی دارید پیوی بگید 😉😁🤭
#یونگی #فیک #چهارشنبه_سوری
دیدگاه ها (۱۹)

چندپارتی

وقتی دوست صمیمی BTS هستی و میرید اسکی رو یخ

سناریو

my godfatherpart²ت حال خودم بودم ب یاد اینکه اینجا چقد مورد ...

Pt16

سناریو درخواستی:وقتی جونگ کوک رو میاری ایران پارت دوم

پسران هدفمند🥺💜

فصل دوم....پارت بیست و ششمziha(فلش بک از نگاه الیزا)الیزا؛شی...

سناریو

از خوانندگی تا مافیاپارت ¹¹+باید شخصیت شوهرمو بازی کنی و مثل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط