his favorite strawberry
part 72
دوباره با خشم به سمتم اومد
معلومه خوب فشاریش کردم
بدون مکث مشتی به صورتم زد که باعث کج شدن سرم شد
هارین خانم از کی نینجا شده برای ما
مثل دیونه ها شروع به خندیدن کردم
اونم کم نذاشت و موهامو توی دستاش گرفت
با پاش صندلی ضربه ای به صندلی زد که باعث شد دست و پا بسته به صورت ناجوری به زمین برخورد کنم
موهامو بیشتر فشرد و کشید
احساس کردم ریشه ی موهام کنده شدن
اگه الان دست و پام رو باز کنم یک گلوله توی سرش خالی کنم و خاکسترشو توی رودخونه ی هان رها کنم هم ذره ی آروم نمیگیرم
موهای لخت و کوتاهمو چنان کشید که چند سانتی روی زمین جا به جا شدم
ولی نه جیغ کشیدم و نه گریه کردم
من به خاطر این بیریخت رفتم تو اون مدرسه و ریختم سر دختر خاله ی جونگکوک
نه تصحیح میکنم با کل مدرسه دعوا کردم اونوقت این جواب خوبی هامه؟
با وجود دارد زیادی که داشتم بدون تغییر حالتی
پوزخندی صدا دار زدم و گفتم
+چرا؟
مکثی کرد و گفت
٪چی چرا ؟
پوزخندمو بیشتر کش دادم و گفتم
+چرا این کار رو میکنی؟این بود جواب خوبی هام؟
لحظه ای موهامو رها کرد
هر چند احساس میکردم همه شون کنده شدن
خندید مثل دیوانه ها
البته بلا نسبت دیوانه ها
٪خوبی؟تو..تو..تو یک موجود نحسی..کاش هیچ وقت به دنیا نمی اومدی
به ریلکس ترین حالت ممکن صندلی را صاف کردم توی صورتش زل زدن
+اونوقت چرا؟
بغضی کرد و کفت
٪توی عوضی باعث شدی زندگی ما از هم بپاشه..هم مامان..هم بابا عاشق هم بودن..ولی مامانم..مامان بیچاره ام وقتی فهمید تو بچه اش نیستی سکته کرد
+تموم شد؟
٪نه..تموم نشد..تو..تو باعث شدی اونا از هم طلاق بگیرن..به خاطر هرزه ای مثل تو زندگی برام جهنم شد..وقتی تو داشتی با اموال ددی ت حال میکردی من داشتم سگ جون میزدم که هزینه ی عمل مامانمو جور کنم
+اوو..عزیزم..حتما خیلی برات سخت گذشته..نه؟..هرزگی رو میگم
دندوناشو روی هم قفل کرد و غرید
٪دهنتو ببند
دوباره با خشم به سمتم اومد
معلومه خوب فشاریش کردم
بدون مکث مشتی به صورتم زد که باعث کج شدن سرم شد
هارین خانم از کی نینجا شده برای ما
مثل دیونه ها شروع به خندیدن کردم
اونم کم نذاشت و موهامو توی دستاش گرفت
با پاش صندلی ضربه ای به صندلی زد که باعث شد دست و پا بسته به صورت ناجوری به زمین برخورد کنم
موهامو بیشتر فشرد و کشید
احساس کردم ریشه ی موهام کنده شدن
اگه الان دست و پام رو باز کنم یک گلوله توی سرش خالی کنم و خاکسترشو توی رودخونه ی هان رها کنم هم ذره ی آروم نمیگیرم
موهای لخت و کوتاهمو چنان کشید که چند سانتی روی زمین جا به جا شدم
ولی نه جیغ کشیدم و نه گریه کردم
من به خاطر این بیریخت رفتم تو اون مدرسه و ریختم سر دختر خاله ی جونگکوک
نه تصحیح میکنم با کل مدرسه دعوا کردم اونوقت این جواب خوبی هامه؟
با وجود دارد زیادی که داشتم بدون تغییر حالتی
پوزخندی صدا دار زدم و گفتم
+چرا؟
مکثی کرد و گفت
٪چی چرا ؟
پوزخندمو بیشتر کش دادم و گفتم
+چرا این کار رو میکنی؟این بود جواب خوبی هام؟
لحظه ای موهامو رها کرد
هر چند احساس میکردم همه شون کنده شدن
خندید مثل دیوانه ها
البته بلا نسبت دیوانه ها
٪خوبی؟تو..تو..تو یک موجود نحسی..کاش هیچ وقت به دنیا نمی اومدی
به ریلکس ترین حالت ممکن صندلی را صاف کردم توی صورتش زل زدن
+اونوقت چرا؟
بغضی کرد و کفت
٪توی عوضی باعث شدی زندگی ما از هم بپاشه..هم مامان..هم بابا عاشق هم بودن..ولی مامانم..مامان بیچاره ام وقتی فهمید تو بچه اش نیستی سکته کرد
+تموم شد؟
٪نه..تموم نشد..تو..تو باعث شدی اونا از هم طلاق بگیرن..به خاطر هرزه ای مثل تو زندگی برام جهنم شد..وقتی تو داشتی با اموال ددی ت حال میکردی من داشتم سگ جون میزدم که هزینه ی عمل مامانمو جور کنم
+اوو..عزیزم..حتما خیلی برات سخت گذشته..نه؟..هرزگی رو میگم
دندوناشو روی هم قفل کرد و غرید
٪دهنتو ببند
- ۱.۷k
- ۰۴ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط