ماه عشق پارت ۱۰

#مایا
کاغذو گذاشت سمت قلبش کوک:بیا من:😂 کوک:😂 استاد: ساکت تا گفت ساکت ترسیدیم پریدیم من:اوفففف ترسیدم کوک:منم ترسیدم سگ تو روحش من:😂دقیقا کوک:نخند خوب من:باشه باشه استاد:اهم خانوم مایا من:ب بله استاد:موضوع خنده داری هست اگه هست بگید مام بخندیم من:نه یه جوک بود خونده بودم یاد اون افتادم استاد:میشه بگید من:ها کوک:بگو منم میخندم من:یه روز دو تا خوک میخواستن همو بخورن اون یکی افتاد رو اون یکی همه زدن زیر خنده استاد:بسه نمیخواد بقیشو بگی خندیدیم بشین من:بله اصلا کلاس رفت رو هوا استاد:بسهههههه من:😂😂🤣😂😂 کوک:😂😂😂🤣🤣🤣 بقیه:🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣 رسما کل کلاس جرررر خوردن استاد:اوففف مایا برو یه لیوان آب برا من بیار من:معدنی باشه یا تو لیوان استاد:معدنی من:گرم باشه یا سرد استاد:اصلا برو بیرون من:پیاده یا با دوچرخه استاد:خودم پرتت میکنم بیرون من:حل میدی یا با لگد کوک:مایا😂😂🤣🤣🤣 استاد:میزنمتا من:با دست یا با چوب استاد:میکشمت من:با چاقو یا با ساطور استاد:عهههه اصلا من میرم بیرون من:برسونمتون یا خودتون میرید استاد:واییییی قلبم گرفت کلاس کلا رفت رو هوا من:ببرمتون دکتر یا دکترو بیارم استاد:هیچی نمیخوام رفت بیرون نشستم رفت بیرون کلاس غش کرده بودن از خنده مخصوصا کوک کوک:خوشم اومد من:انتقام گرفتم الان سکته میکنه بدبخت کوک:دیوونه میا:مایا من:جانم میا:دمت گرم من:😂😂🤣🤣 تهیونگ:فکر نمیکردم بتونی موخ استادو بخوری اولین باره من:این که چیزی نیست بابا من پیر تراشم یه بار براش آب قند آوردن یه بارم اشک معلمم در آوردم تهیونگ:باریکلا باریکلا من:😂😂😂🤣🤣 کوک:هوی عوضی(با من بود😂😑) من:هاننن
دیدگاه ها (۸)

From hate to lovePart:12معلم وارد کلاس شد و جونگ کوک و آرتمی...

𝓥𝓸𝓻𝓸𝓳𝓪𝓴 𝓮 𝓶𝓪𝓷³جیمین با عجله وارد کلاس شد. نفسنفس میزد و موها...

قفسِ طلایی (Golden Cage)P.10ا.ت:چی ×نشنیدی مگه کری گفت دوست ...

پارت ۱۱بعد از حرفی که جونگکوک زد، هر دو چند لحظه ساکت موندن....

اجبار به بدبختی پارت ۳۷

Iove and the moonPart‎5②یونا: کوکککککک کوک:... یونا: مگه با ...

Forbidden love⑧شب بود کرم‌ درونم فعال شده بود و دوباره زنگ ز...

ات و جونگ‌کوک توی حیاط نشسته بودن.جونگ‌کوک مشغول حرف زدن با ...

سناریو: وقتی یه حشره دیدی و بهشون میگی بیا بکشش:نامجون : کجا...

پارت ۳ | قهوه‌ی رئیسصبح روز سوم، تهیونگ با یک لیوان قهوه وار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط