{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از فقر مینویسم ،با دستهای خالی.

از فقر مینویسم ،با دستهای خالی.

سفره پراست امشب از شامی خیالی.

معتاد زجر بودیم ،باید که می کشیدیم.

خواب غذا می دیدیم از خواب می پریدیم.
دیدگاه ها (۱)

دلم جنگل، دلم باران، دلم مهتاب می‌خواهددلم یک کلبه‌ی چوبی کن...

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۱۹. خد...

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۱۹. خد...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_37با کمک همدیگه سفره رو چیدی...

مافیای من

پارت: 19 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*هیچی نگفت. فقط نگاهم می‌کر...

فیک جونگکوک

True Love①①تهیونگهمون‌طور که به درِ بسته خونه‌ی پدربزرگش خیر...

پارت: 14 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*زین نگاهم کرد. می‌دونستم ک...

ویو جونگ کوک صبح:از خواب بیدار شدم و یاد اتفاق های دیروز افت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط