{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پادشاهی در زمستان به نگهبان گفت:

پادشاهی در زمستان به نگهبان گفت:
سردت نیست ؟ گفت عادت دارم
گفت: میگویم برات لباس گرم بیاورند.




و فراموش کرد !!!
صبح جنازه نگهبان را دیدند روی دیوار نوشته بود:
به سرما عادت داشتم اما وعده لباس گرمت مرا از پای در اورد!

مواظب وعده هایمان باشیم
دیدگاه ها (۵)

بین اون دیوار ها ، قرار نبود اتفاقی بیوفته شاید چون هیچکدوم ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❷_بخش اول_دنیا پر از آدم‌هایی است که همدیگر را گ...

~عشق و جدایی~~فصل دوم~ Part :"16"ویو اتهنوز حقیقت اون روز بر...

جدایی

پادشاهی در زمستان به نگهبان گفت:سردت نیست ؟ گفت عادت دارمگفت...

پادشاهی در زمستان به نگهبان گفت:سردت نیست ؟ گفت عادت دارمگفت...

پادشاهی در زمستان به نگهبان گفت:سردت نیست؟ گفت: عادت دارمگفت...

پادشاهی در زمستان به نگهبان گفت:سردت نیست ؟ گفت عادت دارمگفت...

پادشاهی در زمستان به نگهبان گفت ؛سردت نیست ؟! گفت عادت دارم ...

مواظب وعده هایمان باشیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط