{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روباهی با موبایل داشت شماره میگرفت،

روباهی با موبایل داشت شماره میگرفت،
زاغ گفت اونجا آنتن نمیده،
بده بالای درخت برات بگیرم!
روباه گوشی رو انداخت بالا!
زاغ گفت: این جای پنیری که دوم ابتدایی ازم دزدیدی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 😂
#نوستالوژی
دیدگاه ها (۷)

Part10:(فردا،ساعت ۳ بعد از ظهر)جونگ کوک تلفنش رو برداشت و شر...

پارت ۶#پشت غرورتاما از وقتی از کافه بیرون اومده بود، یه حس ع...

طبقه ۱۲پارت ۶پرش زمانی به فردا:کوک نمیتونست نسبت به حرف های ...

دیدن اینکه عزیز ترین فرد زندگیت اینجوری به خاطرت اشک بریزه ز...

گمشده در اعماق جنگلهیونجین/ا.تپارت:۲با قدم های شمرده و آروم ...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:7با صدای زنگ خوردن لحظه عاشقانه شان قطع...

چند پارتی

وقتی جونگ محافظ شخصیت بود و تنها چیزی که اجازه نداشت،عاشق شد...

سناریو ریندو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط