____[The Forbidden Crossing]____
تـقـاطـع مـمـنـوعـه³⁷
بعد از گفتن حرفش، نیشخند شیطانی زد و زود دور شد
و من هنوز تو شوک بودم
صورتم داغ شده بود..
و عین لبو سرخ
مری به شونم زد و گفت:
=هی اعتراف کن
-چ...چیو؟
=یه چیزی بین تو و جونگ کوک هست مگه نه؟
-چی میگی بابا معلومه که نه(دستپاچه)
=تو گفتی ما هم باور کردیم
-ایشششش
میخوای باور کن میخوای نکن
به من چه
=پس دیگه مطمئن شدم یه چیزی هست
-مری به خدا یه جوری میزنمت مرغای آسمون به حالت گریه کنن
=اوووو
وحشی چتههه
-بیا بریم دیگه
به سمت مغازهها راه افتادیم
لباسا بعضیاشون خیلی خشگل بودن...
ولی امروز حس خرید نداشتم
=هوییییی چرا اینقدر بی حوصلهاییی
-نمیدونم
=این تهیونگ بیشعور هم رفت پیش عشقش نیومد نظر بده
-نهه
ولشون کن بزار با هم خوش باشن(هول و یکم بلند)
=آها(نیشخند)
-ایشش
من برم دستشویی میام
=باشه همینجا منتظرتم
داشتم دنبال دستشویی میگشتم
-باید این باشه
داشتم میرفتم سمت دستشویی که دستم کشیده شد...
فهمیدم که کوکه
سریع منو به دیوار چسبوند و آروم و خمار گفت:
-هویی چیکار میکنی؟
+فقط دارم از بردم استفاده میکنم
-کدوم برد؟
+عه
چه زود یادت رفت..
شرط دیگه
باید هر کاری بگم بکنی
-خبببب
چی میخوا....
که حرفم با کاری که کرد بند اومد...
#رمان #فیک #تقاطع_ممنوعه #رایا #کوک #The_Forbidden_Crossing
بعد از گفتن حرفش، نیشخند شیطانی زد و زود دور شد
و من هنوز تو شوک بودم
صورتم داغ شده بود..
و عین لبو سرخ
مری به شونم زد و گفت:
=هی اعتراف کن
-چ...چیو؟
=یه چیزی بین تو و جونگ کوک هست مگه نه؟
-چی میگی بابا معلومه که نه(دستپاچه)
=تو گفتی ما هم باور کردیم
-ایشششش
میخوای باور کن میخوای نکن
به من چه
=پس دیگه مطمئن شدم یه چیزی هست
-مری به خدا یه جوری میزنمت مرغای آسمون به حالت گریه کنن
=اوووو
وحشی چتههه
-بیا بریم دیگه
به سمت مغازهها راه افتادیم
لباسا بعضیاشون خیلی خشگل بودن...
ولی امروز حس خرید نداشتم
=هوییییی چرا اینقدر بی حوصلهاییی
-نمیدونم
=این تهیونگ بیشعور هم رفت پیش عشقش نیومد نظر بده
-نهه
ولشون کن بزار با هم خوش باشن(هول و یکم بلند)
=آها(نیشخند)
-ایشش
من برم دستشویی میام
=باشه همینجا منتظرتم
داشتم دنبال دستشویی میگشتم
-باید این باشه
داشتم میرفتم سمت دستشویی که دستم کشیده شد...
فهمیدم که کوکه
سریع منو به دیوار چسبوند و آروم و خمار گفت:
-هویی چیکار میکنی؟
+فقط دارم از بردم استفاده میکنم
-کدوم برد؟
+عه
چه زود یادت رفت..
شرط دیگه
باید هر کاری بگم بکنی
-خبببب
چی میخوا....
که حرفم با کاری که کرد بند اومد...
#رمان #فیک #تقاطع_ممنوعه #رایا #کوک #The_Forbidden_Crossing
- ۱۱.۴k
- ۳۰ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط