بادیگارده شخصی من پارت ۱۴

بادیگارده شخصی من پارت ۱۴

وقتی خرید کردیم جونگ کوک حساب کرد

کوک... ببخشید خانوم اگه میشه تو اتاق بمونیم

خانومه... بله میتونید


باهم دیگه رفتیم توی اتاق درشو بست من رو صندلی نشستم

میرا... بیا بشین

کوک... باشه

میرا... ببخشید کارتم همرام نبود وگرنه خودم حساب میکردم

یه نگاه بهم کردو

کوک... اگه کارت همراهت داشتی بازم خودم حساب میکردم


هیچ حرفی نگفتم سرمو آوردم پایین

میرا... امشب کجا بریم

کوک... تو نگران نباش من خودم کنارتم


میرا... نه نگران نیستم که اونا منو پیدا کنند

میرا... فقط خیلی خستم

کوک... یکم صبر کن میریم یه مهمون خونه


میرا... باشه



یک ساعت بعد


با هم دیگه از مرکزه خرید اومدیم بیرون جونگ کوک من داشتم پشته سرش راه میرفتم


رسیدیم به یه مهمون خونه‌ی قدیمی

کوک... ببخشید آقا یه اتاق میخاستم

آقای... بله بفرماید

جونگ کوک کلیدو گرفت و با هم دیگه رفتیم تو اتاق

یه نگاه به اتاق کردم خیلی کوچیک بود

کوک... ببخشید جای خوبی نیست

میرا... ولی از پارک بهتره

رفتم رو تخت نشستم جونگ کوک رفت کناره پنجره

کوک... یه زنگ میزنم غذا بیارند

میرا... باشه

اتاق حموم نداشت فقط یه دستشویی خیلی کوچلو بود منم نمیدونستم چه جوری لباس عوض کنم جونگ کوک زنگ زد از پایین غذا آوردن


کوک... ببخشید میدونم غذایی نیست که در شحنه شما نیست

میرا... نه این حرفو نزن خوبه

رفتم رو صندلی نشستم

میرا... بیا غذا بخور

کوک... نه اول شما بخورید اگه موند منم میخورم

بلند شدمو دستشو گرفتم

میرا... ولی من اینجوری نمی‌خورم یا باهم یا هیچ کس
دیدگاه ها (۰)

اجبار به بدبختی پارت ۴۸

پارت ۲۳

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

Iove and the moonPart37کوک: زود باش یونا من رفتمممممیونا: ام...

ویو تهیونگ بعد از غذا:بند شدیم و اماده شدیم.تو ماشین بودیم ک...

ات و جونگ‌کوک توی حیاط نشسته بودن.جونگ‌کوک مشغول حرف زدن با ...

از نفرت تا عشق درخواستیپارت 2ات: فاکک(ترس) جونگ کوک: پس بالا...

مهمونی خطرناکپارت=20ویو ات:بعد از اینکه براش توضیح دادم جلو ...

پارت دهم

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁷ویو: اتچند دقیقه بعد، درِ اتاق ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط