{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#دهه_کرامت

#دهه_کرامت
تو دل یه مزرعه یه کلاغی رو سیاه

هوایی شده بره پابوس امام رضا

اما هی فک میکنه اونجا جای کفتراس

آخه من کجا برم یه کلاغ که روسیاس

من که توی سیاهیا از همه روسیاترم

میون اون کبوترا با چه رویی بپرم

تو همین فکرا بودش کلاغه عاشقمون

یه دلش میگفت برو یه دلش میگفت بمون

که یهو صدایی گفت تو نترس و راهی شو

به سیاهی فک نکن تو یه زائری برو

من که توی سیاهیا از همه روسیاترم

میون اون کبوترا با چه رویی بپرم

❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤
دیدگاه ها (۲)

شیسه اما می ترسید. حتی اگه روزی یونارو ببینه.. اون شیسه رو ی...

رمان عشق ممنوع

طبقه ۱۲پارت ۵۳ روز بعد...ویو نویسنده:توی این سه روز شب ها خو...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 6جانگکوک زیر لب غرید...

#ازدواج_اجباری Part16زن عمو اومد تو و گفت:م.ت: چیشد دخت....و...

لب از لب باز نکرد. دلش نمی‌خواست الان چیزی بگه. نه حالا که ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط