رفتار سرد
پارت : ۲۶
ا.ت : منم میخوام بخورم 🥺
جیمین : نچ😑
ا.ت : عشقم🥺
جیمین : نچ😐
ا.ت : قلبم 🥺
جیمین : نچ😑
ا.ت : ددی 😈
جیمین : اوفففف بخور 😬🙄
ا.ت : مرسیییی🤭
جیا : تهیونگااااا🥺
تهیونگ : درصدش بالاست ها 🤨
جیا : لطفا 🤭
تهیونگ : باشه بخور تو خو قبلا هم خوردی 🙂
ا.ت لیوان جیمین رو پر کرد و دوباره سر کشید .
ا.ت: واقعا درصدش بالاست ها 🥴
جیمین : من که گفتم 😑
ا.ت : نه هیچ .... مشکلی نی🥴
جیمین : این خو هنو نخورده مسته🥴
تهیونگ : جیمین پاشو دو تا لیوان بیار 🙂
جیا : خودم میرم 🥴
تهیونگ : نه تو هم خو مستی اوف خدا گفتم نخور 😑
جیا : نه ....🥴🥴
ا.ت : جیمین . [داد ]
جیمین : چته گوشم کر شد 😬
ا.ت : خیلی خوشکلی 🥴
جیمین : بسه 😑
ا.ت : جیمین تو کیه منی ؟🥴
جیمبن : شوهرتم🤭
ا.ت : نه نه نههههه. 🥴
ا.ت : تو پدر بچه هامییییی 🥴
جیمین : مسیح صبر بده 😌
تهیونگ : جیا پاشو بریم تو اتاقمون ساعت ۱۲ شده 🙂
جیا : هوم ...🥴
تهیونگ رفت یه سر به بچه زد که خواب بود بعد جیا رو برد اتاق و .......
ویو جیمین :
نشسته بودم که ا.ت بلند شد نشست روی مبل رو به روم .
ا.ت : قهرم🥺🥴
جیمین : چرا چی شده ؟😐
ا.ت : بوسم نکردی 😭🥴
جیمین : باشه باشه گریه نکن 🤣🤭
ا.ت : به من میخندی بی شرف 🤨🥴
جیمین : فوش نده بد میبینی 😑
ا.ت : تو یه آدم....
بی شعور ....
آشغال ....
بی شرف ....
عوضی ....
جیمین : دیگه اعصابم رو خورد کردی شب پیشم نمیخوابی الانم برو تو اتاق خودت 😠
ا.ت : حیحیحییییی 🤭
جیمین : درد 😠
جیمین لیوانا.ت رو برداشت و ویسکی ریخت تکیه داده بود به مبل که ا.ت ....
ا.ت بلند شد و اومد نشست روی پاهای جیمین .
ا.ت : ددی جونم 🤭🥴
جیمین : بلند شو باهات حرف نمیزنم 😒
ا.ت شروع کرد خوردن لب های جیمین 😈
چند دقیقه بعد جدا شدن
جیمین : دلمو به دست اوردی 😌
ا.ت : حیحیحییییی عشقم😘🥴
جیمین : بریم اتاقمون کارت دارم 😈
ا.ت : چیکار ؟ 🥴
جیمین : بیا میفهمی 😊
ا.ت : باشهههه☺️🥴
ویو تهیونگ :
جیا رو بردم تو اتاق
و شروع کردم بوسیدنش جیا هم پاهاش دورم حلقه کرد .
تهیونگ : خیلی شیطونی 😈
[ادامه اسمات کامنت ها 😈🤭]
ویو جیمین :
ا.ت رو بردم بالا و شروع کردم در آوردن لباساش و.....
[کامنتاااااا اسمات حیحیحییییی 🤪😈]
ادامه دارد......
ا.ت : منم میخوام بخورم 🥺
جیمین : نچ😑
ا.ت : عشقم🥺
جیمین : نچ😐
ا.ت : قلبم 🥺
جیمین : نچ😑
ا.ت : ددی 😈
جیمین : اوفففف بخور 😬🙄
ا.ت : مرسیییی🤭
جیا : تهیونگااااا🥺
تهیونگ : درصدش بالاست ها 🤨
جیا : لطفا 🤭
تهیونگ : باشه بخور تو خو قبلا هم خوردی 🙂
ا.ت لیوان جیمین رو پر کرد و دوباره سر کشید .
ا.ت: واقعا درصدش بالاست ها 🥴
جیمین : من که گفتم 😑
ا.ت : نه هیچ .... مشکلی نی🥴
جیمین : این خو هنو نخورده مسته🥴
تهیونگ : جیمین پاشو دو تا لیوان بیار 🙂
جیا : خودم میرم 🥴
تهیونگ : نه تو هم خو مستی اوف خدا گفتم نخور 😑
جیا : نه ....🥴🥴
ا.ت : جیمین . [داد ]
جیمین : چته گوشم کر شد 😬
ا.ت : خیلی خوشکلی 🥴
جیمین : بسه 😑
ا.ت : جیمین تو کیه منی ؟🥴
جیمبن : شوهرتم🤭
ا.ت : نه نه نههههه. 🥴
ا.ت : تو پدر بچه هامییییی 🥴
جیمین : مسیح صبر بده 😌
تهیونگ : جیا پاشو بریم تو اتاقمون ساعت ۱۲ شده 🙂
جیا : هوم ...🥴
تهیونگ رفت یه سر به بچه زد که خواب بود بعد جیا رو برد اتاق و .......
ویو جیمین :
نشسته بودم که ا.ت بلند شد نشست روی مبل رو به روم .
ا.ت : قهرم🥺🥴
جیمین : چرا چی شده ؟😐
ا.ت : بوسم نکردی 😭🥴
جیمین : باشه باشه گریه نکن 🤣🤭
ا.ت : به من میخندی بی شرف 🤨🥴
جیمین : فوش نده بد میبینی 😑
ا.ت : تو یه آدم....
بی شعور ....
آشغال ....
بی شرف ....
عوضی ....
جیمین : دیگه اعصابم رو خورد کردی شب پیشم نمیخوابی الانم برو تو اتاق خودت 😠
ا.ت : حیحیحییییی 🤭
جیمین : درد 😠
جیمین لیوانا.ت رو برداشت و ویسکی ریخت تکیه داده بود به مبل که ا.ت ....
ا.ت بلند شد و اومد نشست روی پاهای جیمین .
ا.ت : ددی جونم 🤭🥴
جیمین : بلند شو باهات حرف نمیزنم 😒
ا.ت شروع کرد خوردن لب های جیمین 😈
چند دقیقه بعد جدا شدن
جیمین : دلمو به دست اوردی 😌
ا.ت : حیحیحییییی عشقم😘🥴
جیمین : بریم اتاقمون کارت دارم 😈
ا.ت : چیکار ؟ 🥴
جیمین : بیا میفهمی 😊
ا.ت : باشهههه☺️🥴
ویو تهیونگ :
جیا رو بردم تو اتاق
و شروع کردم بوسیدنش جیا هم پاهاش دورم حلقه کرد .
تهیونگ : خیلی شیطونی 😈
[ادامه اسمات کامنت ها 😈🤭]
ویو جیمین :
ا.ت رو بردم بالا و شروع کردم در آوردن لباساش و.....
[کامنتاااااا اسمات حیحیحییییی 🤪😈]
ادامه دارد......
- ۲.۳k
- ۰۲ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط