حتما بخونید#

حتما بخونید#
یه روز تو #پارک نشسته بودم داشتم تو #گوشی #لاینمو چک میکردم


یه #پسر 5 6 ساله امد گفت #داداش یه #ادامس



میخری

گفتم همرام #پول کمه ولی میخوای بشین کنارم الان #دوستم میاد میخرم


گفت باشه نشست


بعد مدتی گفت:داداش داری چیکار میکنی


گفتم تو #فضای_مجازی میگردم


گفت اون دیگه چیه؟


خواستم جوابی بدم که قابل درک یه بچه ی 5 6 ساله شه


گفتم #فضای #مجازی جایه که نمیتونی چیزی #لمس کنی ولی تمام #رویاهاتو اونجا #میسازی


گفت داداش فضای مجازیو #دوس دارم منم زیاد میرم


گفتم مگه #اینترنت داری


گفت نه داداش


#بابام #زندانه نمیتونم #لمسش کنم ولی #دوسش #دارم


#مامانم #صبح ساعت 6 میره سره #کار #شب ساعت 10 میاد که من میخابم نمیتونم

ببینمش ولی #دوسش #دارم


وقتی #داداشی #گریه میکنه #نون میریزیم تو #اب فک میکنیم #سوپه


تاحالا #سوپ نخوردم ولی #دوسش #دارم


من دوس دارم #درس بخونم #دکتر بشم ولی نمیتونم #مدرسه برم باید کار کنم


مگه این دنیای مجازی نیست؟؟؟


#اشکامو #پاک کردم


نتونستم چیزی بگم


فقط گفتم اره عزیزم #دنیای #تو ، #مجازی تر از دنیای منه
دیدگاه ها (۱)

یه سوالی دارم از کی نمیدونم شاید از یک دوست! از یک غریبه اشن...

پارت ۲ الکس : همینی که گفتم یوری : باااشهههالکس : قشنگم بیا ...

وقتی میرین بیرون ولی ...سری به عنوان تاسف تکون دادم _خاک تو ...

ببین ایا ما خط قرمزمون نقد #قلعه_نویی هست ؟!نننننه !مثلا همی...

ببینید تو این پست میتونید هر سوالی داستین بپرسین و هر درخواس...

#برادر ناتنی من

نام رمان (عشق میان ما

سناریو مایکی پارت ۱

اجبار به بدبختی پارت۱۷

برده عمارت جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط