وقتی سرکلاسش حالت بده نمیدونه و بهت گیرمیده... پارت اول
ویو ات
قشنگ یادمه سال اول دانشگاهم بود و جین جای استاد قبلیه ریاضیمون امده بود
چند بار برای سوال درسی باهم روبه رو شدیم و من نمیدونم چطور به طرز دیوانه واری عاشق استادم شدم واونم استاد دانشجوش
و الان دوسالی هست که باهم همخونه شدیم
صبح بیدار شدم و احساس کردم حالم خوب نیست
ولی مجبور بودم برم دانشگاه بلند شدم
دیدم جین کنارم نیست...یادم افتاد دیشب گفته بود قبل دانشگاه کار بانکی داره بلند شدم رفتم یه دوش گرفتم
بلکه حالم بهتر شه
بعد ۱۰ دقیقه امدم بیرون ولی سرم داشت گیج میرفت
ولی چاره ای نبود مجبور بودم برم دانشگاه
به زور بلند شدم لباسامو پوشیدم و امدم بیرون
تاکسی گرفتم و سوار شدم
تصمیم گرفتم تا میرسم بخوابم
چشمامو بستم
و یهو صدای راننده به گوشم خورد
.خانم خانم رسیدیم دانشگاه
ا.ت:او خیلی ممنون
حساب کردم و پیاده شدم و رفتم داخل
و تا پامو گذاشتم با دوستم مواجه شدم
+اوووو سلامم سلاممم
ا.ت:هوییی یواششش چه خبره
+چته
ا.ت:اول صبحی تو چته کودک درونت چرا انقدر فعالهههه
+عهه چیکارش دادی بچمو یکم پیش فعاله
ا.ت:مطمئنی یکم
+عه حالا کودک منو ولش کن چرا انقدر رنگت پریده
ا.ت:واقعا رنگم پردیده
+اوهوم
ا.ت:هیچی نیست خوبم ولش کن
+یعنی چی که خوبم قشنگ معلومه داری به زور حرف میزنی
ا.ت:نمیدونم از صبح سرگیجه و حالت تهوع دارم و بیحالم
+ببینم تورو
ا.ت:هوم چیه
+نکنه حامله ای
ا.ت:عه چرت و پرت نگو
+چرت و پرتم کجا بود اینا علائمه حاملگیه
ا.ت:گفتم نه دیگه بسه
+باشه
دوستم نمیدونست من با جین تو رابطم فقط میدونست دوست پسر دارم ولی امکان نداشت کا حامله باشم چون همیشه هم خودم و هم جین مراقب بود
برگشتیم بریم سمت کلاس که صدای جین امد
برگشتم نگاهش کردم و لبخند روی لبم شکل گرفت
+سلام استاد
جین: سلام چرا اینجایید الان کلاس شروع میشه
+چشم
جین رفت و ماهم پشت سرش راه افتادیم
رفتیم تو کلاس و بچه هام کم کم امدن جین هم امد و کلاس شروع شد...
ویو جین
از شروع کلاس میدیدم ا.ت حواسش به کلاس نیست
من روی درسم خیلی حساسم درست که ا.ت دوست خترمه عشقمه
اما همیشه به همین بهونه از درس فرار میکنه ولی اینبار دیگه نمیزارم اینطوری بشه
دیدم سرشو گذاشت رو میز صداش زدم
جین:پارک ا.ت
متوجه نشد دوباره صداش زدم ولی اینبار بلند تر
جین:خانم پارک ا.تت
ا.ت:ب..بله استاد.
جین :حواستون به کلاس هست
ا.ت:بله استادجین هست
جین:خوبه پس بیاید این مسئله رو حل کنید و برای بچه ها توضیح بدید
ا.ت:چی من چرا من استاد؟
جین:میدونید که دوست ندارم حرفم رو دوبار تکرار کنم
+باشو برو دیگه الان عصبانی میشه ازن نمره کم میکنه
ا.ت:باشه بابا رفتم
ویو ات
حالم اصلا خوب نبود نمیتونستم رو پاهام وایسم اینم الان دست گذاشته بود رو من
ادامه دارد
قشنگ یادمه سال اول دانشگاهم بود و جین جای استاد قبلیه ریاضیمون امده بود
چند بار برای سوال درسی باهم روبه رو شدیم و من نمیدونم چطور به طرز دیوانه واری عاشق استادم شدم واونم استاد دانشجوش
و الان دوسالی هست که باهم همخونه شدیم
صبح بیدار شدم و احساس کردم حالم خوب نیست
ولی مجبور بودم برم دانشگاه بلند شدم
دیدم جین کنارم نیست...یادم افتاد دیشب گفته بود قبل دانشگاه کار بانکی داره بلند شدم رفتم یه دوش گرفتم
بلکه حالم بهتر شه
بعد ۱۰ دقیقه امدم بیرون ولی سرم داشت گیج میرفت
ولی چاره ای نبود مجبور بودم برم دانشگاه
به زور بلند شدم لباسامو پوشیدم و امدم بیرون
تاکسی گرفتم و سوار شدم
تصمیم گرفتم تا میرسم بخوابم
چشمامو بستم
و یهو صدای راننده به گوشم خورد
.خانم خانم رسیدیم دانشگاه
ا.ت:او خیلی ممنون
حساب کردم و پیاده شدم و رفتم داخل
و تا پامو گذاشتم با دوستم مواجه شدم
+اوووو سلامم سلاممم
ا.ت:هوییی یواششش چه خبره
+چته
ا.ت:اول صبحی تو چته کودک درونت چرا انقدر فعالهههه
+عهه چیکارش دادی بچمو یکم پیش فعاله
ا.ت:مطمئنی یکم
+عه حالا کودک منو ولش کن چرا انقدر رنگت پریده
ا.ت:واقعا رنگم پردیده
+اوهوم
ا.ت:هیچی نیست خوبم ولش کن
+یعنی چی که خوبم قشنگ معلومه داری به زور حرف میزنی
ا.ت:نمیدونم از صبح سرگیجه و حالت تهوع دارم و بیحالم
+ببینم تورو
ا.ت:هوم چیه
+نکنه حامله ای
ا.ت:عه چرت و پرت نگو
+چرت و پرتم کجا بود اینا علائمه حاملگیه
ا.ت:گفتم نه دیگه بسه
+باشه
دوستم نمیدونست من با جین تو رابطم فقط میدونست دوست پسر دارم ولی امکان نداشت کا حامله باشم چون همیشه هم خودم و هم جین مراقب بود
برگشتیم بریم سمت کلاس که صدای جین امد
برگشتم نگاهش کردم و لبخند روی لبم شکل گرفت
+سلام استاد
جین: سلام چرا اینجایید الان کلاس شروع میشه
+چشم
جین رفت و ماهم پشت سرش راه افتادیم
رفتیم تو کلاس و بچه هام کم کم امدن جین هم امد و کلاس شروع شد...
ویو جین
از شروع کلاس میدیدم ا.ت حواسش به کلاس نیست
من روی درسم خیلی حساسم درست که ا.ت دوست خترمه عشقمه
اما همیشه به همین بهونه از درس فرار میکنه ولی اینبار دیگه نمیزارم اینطوری بشه
دیدم سرشو گذاشت رو میز صداش زدم
جین:پارک ا.ت
متوجه نشد دوباره صداش زدم ولی اینبار بلند تر
جین:خانم پارک ا.تت
ا.ت:ب..بله استاد.
جین :حواستون به کلاس هست
ا.ت:بله استادجین هست
جین:خوبه پس بیاید این مسئله رو حل کنید و برای بچه ها توضیح بدید
ا.ت:چی من چرا من استاد؟
جین:میدونید که دوست ندارم حرفم رو دوبار تکرار کنم
+باشو برو دیگه الان عصبانی میشه ازن نمره کم میکنه
ا.ت:باشه بابا رفتم
ویو ات
حالم اصلا خوب نبود نمیتونستم رو پاهام وایسم اینم الان دست گذاشته بود رو من
ادامه دارد
- ۷.۰k
- ۳۱ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط