# سناریو

# سناریو
# انهایپن
# درخواستی



وقتی رژ لب پررنگ میزنی .

جیک : ......... ( سکوت )
ا / ت : ............... ( سکوت )
ادمین : چیه ؟ انتظار دارید من بنویسم؟
ا / ت : آره
جیک : یه چیزی بنویس دیگه
ادمین : هیچی تو مغزم نیس 🥲 خودتون یه جوری حلش کنید به من چههههههههه
ا / ت : خب بابا خودت و نکش /:
ادمین : من رفتم بای 🥲



نیکی : خب ، الان میخوای من و تحریک کنی؟
ا / ت : آره 😊
نیکی : به همین خیال باش 😐😂
ا / ت : 🥺🥺



جی : با این رژ میخوای بری چه قبرستونی؟



سونگهون : دارم برات 😈



جونگوون : اوکی ولی به نظرم اگه نیای خونه بهتره چون قرار نیست بعد اینکه برگردی اتفاق خوبی بیوفته 😈



سونو : ( مثل نیکی )



هیسونگ : ( بوست میکنه ) بالم لبت و به منم بده لبام نرم شه
دیدگاه ها (۹)

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

میبخشی پارت ۵

《وقتی باهاش قهر بودی ولی...》پارت ¹ویو ا/توایییی... 😑دو روز پ...

شب تولدم پارت 15ات: هی چیکار میکنی جونگ کوک: خیلی خوشگلی پرن...

رمان : رفتار سرد

♡ ماه سفید من ♡پارت : ۱۲تهیونگ : نگران نباش خبره خوبه ( خوشح...

عشق یهویی(تک پارتی)

smile part3یک ساعت بعدچقدر سخته چرا نمیفهمما/ت: پیس پیسکوک: ...

فیک ستاره من (پارت47)(صبح) ویو ا. تصبح بلند شدم رفتم دستشویی...

part38

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط