love behind the scenes²:

love behind the scenes²:
ویو جونگکووک:
صب از خواب بیدار شدم و دیدم ات سرجاش نیست یکم اینور اونور رو نگاه کردم که متوجه در باز سرویس بهداشتی شدم
رفتم توش و دیدم ات داره بالا میاره
+هی تو خوبی؟
-(پرت میشه بغل جوونگکوک)
+وایسا الان میگم دکتر بیاد

دکتر اومد
علامتش.
.اممم راستش
+راستش چی چیشده
.ایشون‌ باردارن
+(چشماش گرد میشع)
.لطفا غذاهای مقوی بخورین و استراحت کنین
از اونجایی که استقبال خیلی خوبی از این جنین برای بوجود اومدن نشده هم بدن مادر و جنین ضعیفه


+چند ماهشه؟(آروم و تعجب و خیره شده به ی گوشه)
.من تخصصی ندازم ولی حدس می‌زنم ۱ماه
.بااجازه

به ات نگاه کردم که اونم به ی گوشه خیره شده بود و بدون پلک زدن ی اشک از چشماش اومدن


اهم اهم‌ اصلا حمایت نمیشه ها
پس هروقت حمایت شد پارت دیگع رو‌میزارم
دیدگاه ها (۶)

رمان سوم پارت بیست و سوم ࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚>> فردا ...

My_idol

Part:42 دوستان چون دیر شرایط رو می‌رسونید من دیر به دیر اینت...

پارت 40ویو آت:صدای بلندی ناگهان توی مسیر پیچید. 💥🏁همه‌چیز در...

روز بعد ویو اتچشمام رو باز کردم هنوز تو اون اتاق بودم به سخت...

سه پارتی وقتی بدون اینکه خبر داشته باشه رفتی شرکتش و ....( ع...

صدای زنگ که پیچید، ات با ذوق وسایلش رو جمع کرد. امروز جیمین ...

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم ^_^

شب تولدم فصل 3پارت 20ات: نمیتونه بهم زنگ بزنه همه خطاشو بلاک...

like swan 🦢#like_swan𝑃𝑇 10ویو هویج: سه روز از اون شب گذشته ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط