کاش چون پاییز بودم... کاش چون پاییز بودم...
کاش چون پاییز بودم... کاش چون پاییز بودم...
کاش چون پاییز خاموش و ملال انگیز بودم.
برگ های آرزوهایم یکایک زرد میشد،
آفتاب دیدگانم سرد میشد...
ناگهان طوفان اندوهی به جانم چنگ می زد،
اشک هایم همچو باران،
دامنم را رنگ می زد...
کاش چون پاییز خاموش و ملال انگیز بودم.
برگ های آرزوهایم یکایک زرد میشد،
آفتاب دیدگانم سرد میشد...
ناگهان طوفان اندوهی به جانم چنگ می زد،
اشک هایم همچو باران،
دامنم را رنگ می زد...
- ۴.۰k
- ۰۳ مهر ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط