{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p6

#درخواستی
#شاهزاده_خشن_من
ته: نه خب راستش.... هیچکی تابحال حالم و نپرسید چه برسه نگرانم چه و برام گریه کن
ات: پس من اولین و اخرین نفرم
ته: اولین نیستی
ات: اولین کی بود
تع: دوران دبیرساان یک دختره بوذ اسمش جئون ات بود خیلی خوشگل بود من دوسش داشتم لما سرنوشت مارو از هم جدا کرد اون با خانوداه اش از اون جا رفت و نشد بهش اعتراف کنم
ات: اگه یک روز ببینیش چی میگی؟
ته: خب اعتزاف میکنم
ته ویو
از وقتی این دکتره اومده انگار بیماریم خوب خوب شده شبا راحت میخوابم حال روحیم خوبه و یکم خاکی ترم و حتی دارم باهاش دردودل میکنم دقیقا حس زمانی که ات پیشم یود رو بهم داره میده راستش بعد از وقتی که ات رفت ارانش نداشتم ولی الان به طرز شگفت انگیزی دارم
پایان ویو
ات: خب مستر کیم بیا قرصاتو چبخور تا دیگه کامل خوب شی
ته: این قرص چیکار میکنه چون بیماریم کلا خوب شده!
ات: خب داخل این مدت تو داشتی کنترلش میکردی با قرص ولی این قرص بعد از یکماه خوبت میکنه
ته: اها
اجوما: غذا امادست
ته و ات: الان میایم
ته و ات رفتن پایین که غذا بخورن که گوشی ات زنگ میخوره
دیدگاه ها (۰)

پارت 46🌲 ویو آتآت با خنده گفت:ـ باشه دایی 😂🌿 ویو تهنمی‌دونم ...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

#ازدواج_اجباری P17فردا صبح ساعت ۹:۱۰ دقیقه م.ت: مطمئنی خوبی ...

پارت ۸× خداحافظ+ خداحافظ...............‌‌‌.‌‌‌‌....ویو فردا ...

شب تولدم فصل 3پارت 6راه افتادیم به سمت بار وقتی وارد شدیم چن...

اول از همه میخام از همتون معذرت خواهی کنم که دیر پارت میزارم...

#عشق_بعد_نفرتپارت 9یونگی: وا بچه ها شرفمون رفت خیر سرتون پسر...

پارت ۲ الکس : همینی که گفتم یوری : باااشهههالکس : قشنگم بیا ...

شب تولدم فصل 3پارت 20ات: نمیتونه بهم زنگ بزنه همه خطاشو بلاک...

.......//برده ی زیبا//.......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط