{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پادشاهی در زمستان به نگهبان گفت:

پادشاهی در زمستان به نگهبان گفت:
سردت نیست؟ گفت: عادت دارم
گفت: میگویم برات لباس گرم بیاورند
.
.
.
و فراموش کرد

صبح جنازه نگهبان را دیدند که روی دیوار نوشته بود: به سرما عادت داشتم اما وعده لباس گرمت مرا از پای در آورد ...!

(مواظب وعده هایمان باشیم)
دیدگاه ها (۳)

""دوستی گلدانیست که دمیده است در او تازه گلیچهار فصلش سبز اس...

عده ای سرب وگلوله,عده ای ملیاردها.هردوتا خوردند اما این کجا ...

فقط مونده ایرانسل پیام بده بگه :خواستی بری توالت کلمه wc رو ...

آداب غذا خوردن در مهمانی‌ها - دستورالعمل جهت مردم اصیل اصفها...

ابلیس

پارت ۷

بچه ها این عکس ا.ت دازای و چویا است امید وارم خوب شده باشه م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط