دردسرهای دختری که مدل شده بود

دردسرهای دختری که مدل شده بود
☆سهیل به نقل از روزنامه ایران: دختر جوانی که مدل مانتوی یک فروشگاه اینترنتی شده بود، به دردسر افتاد تا اینکه راهی دادسرا شد.

آذرماه سال‌جاری دختر جوانی در دادسرای جرایم رایانه‌ای تهران از مدیرعامل سایت اینترنتی یک مانتوفروشی به طرح شکایت پرداخت. مینا 20 ساله وقتی روبه‌روی قاضی شعبه دوم دادسرا ایستاد، با گریه گفت: مدتی می‌شد که در جست‌وجوی کار بودم تا منبع درآمدی داشته باشم اما خانواده‌ام موافق نبودند. به دوستانم گفته بودم اگر توانستند برایم کاری پیدا کنند تا بتوانم مستقل شوم و خودم خرج هزینه‌هایم را بدهم.

 در همین شرایط یکی از دوستانم به من پیشنهاد داد برای مدل‌شدن خیلی مناسب هستم. من هم از پیشنهادش خیلی خوشحال شدم همیشه آرزو داشتم بتوانم یک مدل شوم اما نمی‌دانستم مدیر مانتو فروشی موافقت می‌کند یا نمی‌پذیرد.

او ادامه داد: به همین خاطر همراه دوستم به یک مانتوفروشی در شمال شهر رفتیم. آنها از همان ابتدا با دیدنم گفتند می‌توانم خیلی زود کارم را در آنجا شروع کنم و با بستن قرارداد برای فروش مانتوهایشان به عنوان مدل، کارم را شروع کردم و خیلی زود همه عکس‌هایم در صفحه اینستاگرام و اینترنت پخش شد.

این دختر جوان افزود: اوایل برایم خیلی کار هیجان‌انگیزی بود اما به مرور که عکس‌هایم را در هر گوشی و صفحه‌ای می‌دیدم ترس به جانم افتاد چرا که خانواده‌ام در جریان این ماجرا نبودند و نگران هستم برادرم متوجه این ماجرا شود.

او گفت: پس از آن در این مانتوفروشی تسویه‌حساب کردم و دیگر کارم را ادامه ندادم. خیلی می‌ترسیدم، به همین خاطر نزد مدیر فروشگاه رفتم و از او خواستم تا عکس هایم را از سایتشان حذف کند اما موافقت نکرد و من که دیدم اعتنایی به خواسته‌هایم ندارد تصمیم گرفتم شکایت کنم.

قاضی دادسرا با شنیدن اظهارات دختر جوان، رسیدگی به این پرونده را در دستور کار خود قرار داد. پس از انجام تحقیقات پلیسی، بازپرس پرونده، مدیر مانتوفروشی را به دادسرا احضار کرد تا به دفاع از خود بپردازد.

تحقیقات تکمیلی در رابطه با این پرونده همچنان ادامه دارد تا پرده از زوایای پنهان آن برداشته شود. 





با کانال حوادث ☆سهیل با اخبار بیشتری از دنیای حوادث به روز باشید

telegram.me/soheilberooz

@soheilberooz
دیدگاه ها (۲)

╭─────────────── 🏐 ───────────────╮✦ پارت ۵۷ | چیزی که آت دی...

⚖وکیل من ⚖پارت ۱ — اتهام هوا رو به تاریکی می‌رفت.جنی پشت فرم...

📣 گزارش مشرق🔺 سوء استفاده عجیب یک جریان خاص سیاسی از تجمعات ...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 23بیمارستان قدیمی سئول ـ ساعت ۱۰ صب...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش ششم_ جولیت_مکس و جارویش نجاتم دادند.سعی می...

★دوست بچگی...p³(*چند روز بعد*)_"رااون مدیر میخواد ببینتت"در ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⓪_بخش اول__تو همانی که همه عمر ...

پارت دوم فردا صبح، آفتاب پاییزی از ل...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹ویو میکا_____ساعت نزدیک...

پارت دوم: دردسرِ همیشگیسرم داشت از استرس منفجر می‌شد. دستم ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط