بانو..

بانو..
او به هر دری میزند
تا ثابت کند که بهترین است..!
با صدای باران و عاشقانه های شیرین،
آتشِ خفته ی احساساتت را بیدار و
دلت را آنقدر گرم میکند تا زبانه بِکِشی..!
بانو،
زیر خاکستر بمان
که او در کمینِ آتش است
تا خالیهای سرد و یخ زده ی
وجودش را پر کنند...
دوستت دارمها ، و جوانه های عشق را
از لبهایت میدزدد و
به جای آن بغض میکارد و میرود....
پس از آن ،
تو میمانی و قلبی خاموش و سرد،
و عشق ،
که کابوسِ خواب و بیداریت میشود...
بانو،
سلامهای عاشقانه را هرگز
پاسخ نگو.....
دیدگاه ها (۴)

پارت اول: «معامله در سایه‌ها»عمارت سنگی در دل مه و باران ملا...

‌ عشـــــق زمینے من، دریاے بے ڪرانہحس طلوع نورے، در خلوت شبا...

دیری است دلم در به در و خانه به خانهتا کی ، به که یابد ز تو ...

بنویسید بعد مرگم روی سنگ * با خطوطی نرم و زیبا و قشنگاینکه ا...

من چه کنم بدون تو،بی تو مرا دوام نیستراه به آخرش رسید،بی تو ...

پدر🖤🖤🖤

#شبی‌با‌نامه‌هایت...امشب به ذهنم رسید نامه‌های قدیمی را باز ...

....................... چرا من خدا ؟...................... ی...

...................... چرا من خدا ؟ ...................... ی...

بانو از خودت دست نکشخودت چتر باشخودت ابر باشخودت بارانشک نکن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط