{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌ عشـــــق زمینے من،

‌ عشـــــق زمینے من،
دریاے بے ڪرانہ
حس طلوع نورے،
در خلوت شبانہ
لحظہ بہ لحظہ با تو ،
سـرگرمے جدیدیست
لبخند چشـــم هایت،
بازے عاشقانہ
با آن نگاه نابت،
شــــــور دوباره ے عشـــــــق
یڪ آتش از طراوت،
در من ڪشد زبانہ
وقتے ڪہ با تو هســــــــــتم، "
اوج ترنم شعـــــــر"
آن سرمہ ے دو چشمت،
مضمون صـد تـــــــــرانہ
از لابہ لاے سنگ و ،
هــر ماسہ ے ڪویرے
از شـــــوق دیدن تو،
میروید هـر جوانہ
با چہ زبان بگــــــویم ؟
احساس قلــــــــبے ام را
مـــن
عاشــــــــق تــو هستم،
یڪ حرف آمیانہ
شعـــــــــــرم رسیده پایان،
حرف دلـــــم همین بود
ترڪم نکن مهـــــــــــربان،
بــے مزد و بے بهانہ...
دیدگاه ها (۱)

روی نسخه‌ی بعضی داروهامی‌نویسندهر هشت ساعت یڪباربعضی را باید...

و تو،طوری در من نفوذ کرده‌ای که انگار تمامِ سلول‌هایم، از هم...

محبوب من:🌸❤آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده ای که چرا از ...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت هفتم: شکارچیانِ بی‌نامدود هم...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ونهم: پنج ماه بعد---پنج ماه از آن شب....

فاصله یک لبخند تا جنون

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²﴿ویو ات﴾همه‌ی حیاط در سکوت فرو رفته بود...

# ✦ بی‌صدا ✦نظم، برای ا.ت حکمِ دیواری را داشت که او را از آش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط