سفارش حاضره! P¹¹

سفارش حاضره! P¹¹
تاریکی... سیاهی... درد و عذاب کشیدن.. کابوس..
پسرک از خواب پرید..
صورتش عرق کرده بود و به نفس نفس افتاده بود..
نگاهی به ساعت انداخت و سعی کرد نفس هاش رو کنترل کنه.
ساعت7:01دقیقه صبح بود.
اروم از روی تخت بلند شد، قفل در رو باز کرد و از اتاق بیرون اومد.
کسی توی دستشویی بود
اکیرا از دستشویی بیرون اومد و با کورو مواجه شد
'صبح بخیر'
"ص.. صبح بخیر!"
اکیرا بدون حرف دیگه ای وارد اتاقش شد و حاضر شد.
ساعت مچیش رو بست و از اتاق بیرون اومد
'من باید برم سر کار، تو فعلا میتونی همینجا بمونی.. ولی مراقب وسایل باش'
و با جدیت از خونه بیرون اومد، حتی فرصت حرف زدن به کورو هم نداد..
سوار ماشین شد و به سمت رستوران حرکت کرد.
ــــــــــ
𝒌𝒐𝒓𝒐
"بهتره خونه رو چک کنم"
فضولی کورو گل کرد.
همه جای خونه و سوراخ سنبه های اطرافش رو گشت.ولی مراقب بود چیزی خراب یا گم نشه.
اخرین مکانی که نگشته بود اتاق اکیرا بود..
اروم در اتاقش رو باز کرد و وارد شد
...

لایک فالو


#انیمه#فیکشن#فن فیک#فیک#جنایی#دازی#چویا#اتسوشی#اکوتاگاوا#فئودور#نیکولای_گوگول#کونیکیدا#رانپو#بانگو_استری_داگز#جوجوتسو_گایسن#گوجو#سوکونا#تاکت_کوزت#شیپ#MBTI#گاچا#گاچا_نوکس#گاچا_کلاب#یاندره#سایکو#شیطان کش#تانجیرو#نزکو#زنیتسو#اینوسکه#انیمه#انیمیشن#خسته_شدم#BL#GL#LGBTA##نقاشی#هفت_جد_و_آبادت#خداف
دیدگاه ها (۲)

From hate to lovePart:9 ویو آرتمیسدلم خیلی درد میکرد و داشتم...

only patient p5

P⁸صبح روز بعد...جیمین آروم چشم‌هاش رو باز کرد. هنوز سرش کمی ...

«𝓴𝓪𝓯𝓮𝓱 𝓪𝓻𝓪𝓷 𝓮𝓼𝓵𝓸»« پارت : ۲ » بالاخره وقت تعطیلی کافه رسید و...

عشقی حقیقی

𓆩 پارت ۴۹ 🖤🥀 𓆪چند ساعت بعد، پزشک از اتاق بیرون اومد.پزشک: حا...

𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂 𝑴𝒊𝒏𝒆Part 2صبح روز بعدآرین روی تخت نشسته بود و با گوشی‌...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.2 (روایت از زبان ن...

part41نیلا وارد خونه شد و به طرف اشپز خونه رفت در یخچال رو ب...

چند پارتی (درخواستی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط