part41

part41

part41


نیلا وارد خونه شد و به طرف اشپز خونه رفت
در یخچال رو باز کرد و ازش غذا برداشت و گرم کرد خورد

بعد خوردن غذاش به طرف اتاق رفت تا اماده بشه
قرار بود به مهمونی ساعت ۷برن وساعت ۴بود
خودش خوب میدونست دیر اماده میشه
ظرف های کثیف رو شست و به طرف اتاقش رفت تا اماده شه

رفت حموم تا سرحال بشه

بعد حموم با حوله نشست جلو میز ارایشی وشروع کرد به ارایش کردن
ارایش کم کرد تا به چشم نیاد

بعد تموم شدن ارایشش
دنبال یه لباس مناسب گشت نه زیاد باز نه زیاد بسته

موهاشو هم دم اسبی بست

کامل اماده بود عطرشو از رو میز برداشت و پیس پیس زد


تو اینه یه نگاهی به خودش انداخت و از اتاق زد بیرون

+ماماننننننن
م:جونم
+من اماده کی میریم
م:ساعت ۶:۴۱دقیقست الان میریم بزار بابات اماده بشه



ادامه دارد...........

شرط

لایک :۴۰
کامنت :۴۰
بازنشر :۲۰

عسل هام میدونم این پارت بد شد الا تو دکترم نمیتونم زیاد بنویسم تا پارت بعد بای بای
دیدگاه ها (۱۱)

فیک:بابای سخت گیر من " part 13[ماشین جلوی عمارت توقف کرد. سو...

نخ هایی که دلم رو بهت دوخت

عشق بی پایان

{عشق بی پایان}پارت:۲اون...اونهمون پسریه که تو کتاب بود؟؟؟پشم...

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۷۳ویو راوی تهیونگ...

𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂 𝑴𝒊𝒏𝒆Part 2صبح روز بعدآرین روی تخت نشسته بود و با گوشی‌...

سوگند خون و برف -—“Oath of Blood and Snow‌PART 4ــــــــــــ...

پارت ۲۲

چند پارتیپارت ۱عمارت جئون در سکوت مرگباری فرو رفته بودهمه می...

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:5 میا:خو ا/تی من میرم دیگه مثله اینکه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط