سناریو قفل آبی: اگه بازیگر باشی و توی فیلمت صحنه اهم اهم داشته باشه و با اونا ببینی💔😂
ایساگی: خیلیی ناراحت بود «ا.تتتتت تو واقعا همچین کاری کردی با یکی که من نیستممممممماببسمبمبدلذاررفلتیز»* اخراش داره زر میزنه* « نه نه ایساگی گوش کن فقط فسلمه من که همچین کاری نمیکنم» بعدشم به زور راضی شد و آشتی کرد 🤝🗣️😗
رین: ناراحت و عصبی و همه چی بود « ا.ت فکرشم نمیکردم همچین کاری کنی..»*ریدی ا.ت😔😂*« نه نه رین داری اشتباه میکنی اینا فقط فیلمه همچین اتفاقی که نیوفتاده» « داری راست میگی؟ » « ارههع» « باشه ولی دیگه اینجور فیلما رو بازی نکن . سکته کردم..» *اخی🗣️*
ناگی:یه نگاه چپ چپ بهت میکنه و میگه من خوابم میاد برم بخوابم* بهش برخورد😂* فرداش هم باهات حرف نمیزنه و کلا خوابه... میری بیدارش میکنی و«ناگیی ببخشیدد واقعا مالی فیلمنامه بود»«اگه واقعا مال فیلمنامه بود مشکلی نیست ولی دیگه از این فیلما بازی نکن»*بیاااا..نه چیز ببخشید.*و تو توافق کردی 🤝🤓
سائه: همونجا تلویزیون رو خاموش کرد و هیچی نگفت و یه چند دقیقه صبر کردی اما بازم اصن باهات حرف نزد « سائه بخاطر فیلم عصبی؟» « معلومه دیگه..»* قهر 😔💔 * « سائه واقعا که همچین اتفاقی نیفتاده فقط یک فیلمه اون تیکه رو ساختن » راضی کردنش خیلی سخت بود اما از آخر فهمید و آشتی کرد 🤝 😂
باچیرا : خیلی ازت ناراحت میشه ولی به روت نمیاره.تو میفهمی و میری پیشش.« باچیرا ناراحتی ازم؟* نه په خوشحاله🗣️* «اره.ا.ت چرا اون صحنه رو بازی کردی؟» «باچیرا ببخشیددد واقعا فکر نمیکردم ناراحت شی اون فقط یه فیلمه و مهم اینه که من تو رو دوست دارم چرا باید یه همچین کاری کنم» باچیرا خر شد و اشتی کرد 😂👍*راه حل های جواب🗣️*
رئو : عصبی میشه و میزنه به سرش و داد میزنه«میگم کل اون شرکت فیلم کوفتیو برکنار کنن خودم ادم میخرم کلشونو به دیوار ببندن* جوگیرر🗿*» «ر..رئوو بخدا این صحنه الکیه اصلا اجرا نشده..»«* یکم اروم تر شده*: حالا هر چی من همینجوری این قضیه رو ول نمیکنم😐🗿»«برا چیزی که اصلا اتفاق نیوفتاده ابرو همرو ببر🫥»«پس که چی؟ فکر کردی کاری نمیکنم ؟ با تو کاری ندارم👍🏻ولی رئیس اونجارو از سقف اویزون میکنم*جوگیر×۲🗿*
چیگیری : داشت از بازیگریت تعریف میکرد که اون صحنه رو میبینه.اول خشک میزنه. بعد ناراحت ازت میپرسه«ا.ت؟..این صحنه واقعا اتفاق افتاده؟»«نهههه به جون خودتتت»«داری راستشو میگی دیگه؟»«ارع واقعا جدییی میگم»«اوکی حالا بیا بغل»
ایکو :عصبانی شد و سرت داد زد.« آ..آیکو بخدا فیلمه واقعی که نبود😐«هاه؟ اصن چرا اینجور فیلما رو بازی میکنی؟*د به تو چه🗿..ادامه*»«قصد بدی نداشتم که🤓🗣️مال فیلمنامه بود مجبور بودم بعدشم واقعی که نبود.» آیکو یکم اروم میشه از آخرم باهات آشتی میکنه.
یوکیمیا: یوکیمیا همیشه ارومه ولی با دلخوری بهت نگاه میکنه«ا.ت این صحنه واقعیه؟!»*ا.ت؟!🤨*«نهه نهه بخداا.... فقط صحنه اش رو نشون دادیم وگرنه اصن این اتفاق نیفتادهه» یوکیمیا یه نفس راحت میکشه..«کم مونده بود عصبی شم ا.ت🎀🗿»*به چپم خب..*«عااا باشه دیگه همچین فیلمایی بازی نمیکنم 👍🏻🗿»
شیدو:*عصبی🗣️* «ا.ت واقعا همچین کاری کردیی؟!؟» «نه معلومه نکردم فقط فیلمه الکیه شیدو» *اره باباع😂*«فقط من میتونم یه همچین کاری کنم» «اوهوم» خلاصه آشتی کردین و شب بهت ثابت کرد فقط خودش میتونه همچنین کاری کنه😂🤡
کاراسو: مخش گیر کرد و بین تعجب عصبانیت گیر کرده بود « ا..ا.ت؟!» «ببین کاراسو واقعا فقط فیلمه» « ولی آخه داره میکن_» « نه نه اونا رو درست کردننن. من همچین کاری نمیکنممم*غلط کردم همچین کاری کنم اصن 🗣️*» « اره چون من فقط همچین کاری میکنم*😂💔*.دیگه از این فیلمای عجیب غریب بازی نکن واقعا» «باوشه»
کایسر: ناراحت بود « ا.ت واقعا ازت ناراحت شدم چرا اینکارو کردی ؟ » «..کایسر این فیلمه و اینجور قسمت ها معلومه ساختگیه . من هیچوقت اینکارو نمیکنممم» « هعیییب باش مشکلی نیست. فقط دیگه از این فیلما بازی نکن اصن قشنگ نیست» *چشم_😂* « باشه باشه »
رین: ناراحت و عصبی و همه چی بود « ا.ت فکرشم نمیکردم همچین کاری کنی..»*ریدی ا.ت😔😂*« نه نه رین داری اشتباه میکنی اینا فقط فیلمه همچین اتفاقی که نیوفتاده» « داری راست میگی؟ » « ارههع» « باشه ولی دیگه اینجور فیلما رو بازی نکن . سکته کردم..» *اخی🗣️*
ناگی:یه نگاه چپ چپ بهت میکنه و میگه من خوابم میاد برم بخوابم* بهش برخورد😂* فرداش هم باهات حرف نمیزنه و کلا خوابه... میری بیدارش میکنی و«ناگیی ببخشیدد واقعا مالی فیلمنامه بود»«اگه واقعا مال فیلمنامه بود مشکلی نیست ولی دیگه از این فیلما بازی نکن»*بیاااا..نه چیز ببخشید.*و تو توافق کردی 🤝🤓
سائه: همونجا تلویزیون رو خاموش کرد و هیچی نگفت و یه چند دقیقه صبر کردی اما بازم اصن باهات حرف نزد « سائه بخاطر فیلم عصبی؟» « معلومه دیگه..»* قهر 😔💔 * « سائه واقعا که همچین اتفاقی نیفتاده فقط یک فیلمه اون تیکه رو ساختن » راضی کردنش خیلی سخت بود اما از آخر فهمید و آشتی کرد 🤝 😂
باچیرا : خیلی ازت ناراحت میشه ولی به روت نمیاره.تو میفهمی و میری پیشش.« باچیرا ناراحتی ازم؟* نه په خوشحاله🗣️* «اره.ا.ت چرا اون صحنه رو بازی کردی؟» «باچیرا ببخشیددد واقعا فکر نمیکردم ناراحت شی اون فقط یه فیلمه و مهم اینه که من تو رو دوست دارم چرا باید یه همچین کاری کنم» باچیرا خر شد و اشتی کرد 😂👍*راه حل های جواب🗣️*
رئو : عصبی میشه و میزنه به سرش و داد میزنه«میگم کل اون شرکت فیلم کوفتیو برکنار کنن خودم ادم میخرم کلشونو به دیوار ببندن* جوگیرر🗿*» «ر..رئوو بخدا این صحنه الکیه اصلا اجرا نشده..»«* یکم اروم تر شده*: حالا هر چی من همینجوری این قضیه رو ول نمیکنم😐🗿»«برا چیزی که اصلا اتفاق نیوفتاده ابرو همرو ببر🫥»«پس که چی؟ فکر کردی کاری نمیکنم ؟ با تو کاری ندارم👍🏻ولی رئیس اونجارو از سقف اویزون میکنم*جوگیر×۲🗿*
چیگیری : داشت از بازیگریت تعریف میکرد که اون صحنه رو میبینه.اول خشک میزنه. بعد ناراحت ازت میپرسه«ا.ت؟..این صحنه واقعا اتفاق افتاده؟»«نهههه به جون خودتتت»«داری راستشو میگی دیگه؟»«ارع واقعا جدییی میگم»«اوکی حالا بیا بغل»
ایکو :عصبانی شد و سرت داد زد.« آ..آیکو بخدا فیلمه واقعی که نبود😐«هاه؟ اصن چرا اینجور فیلما رو بازی میکنی؟*د به تو چه🗿..ادامه*»«قصد بدی نداشتم که🤓🗣️مال فیلمنامه بود مجبور بودم بعدشم واقعی که نبود.» آیکو یکم اروم میشه از آخرم باهات آشتی میکنه.
یوکیمیا: یوکیمیا همیشه ارومه ولی با دلخوری بهت نگاه میکنه«ا.ت این صحنه واقعیه؟!»*ا.ت؟!🤨*«نهه نهه بخداا.... فقط صحنه اش رو نشون دادیم وگرنه اصن این اتفاق نیفتادهه» یوکیمیا یه نفس راحت میکشه..«کم مونده بود عصبی شم ا.ت🎀🗿»*به چپم خب..*«عااا باشه دیگه همچین فیلمایی بازی نمیکنم 👍🏻🗿»
شیدو:*عصبی🗣️* «ا.ت واقعا همچین کاری کردیی؟!؟» «نه معلومه نکردم فقط فیلمه الکیه شیدو» *اره باباع😂*«فقط من میتونم یه همچین کاری کنم» «اوهوم» خلاصه آشتی کردین و شب بهت ثابت کرد فقط خودش میتونه همچنین کاری کنه😂🤡
کاراسو: مخش گیر کرد و بین تعجب عصبانیت گیر کرده بود « ا..ا.ت؟!» «ببین کاراسو واقعا فقط فیلمه» « ولی آخه داره میکن_» « نه نه اونا رو درست کردننن. من همچین کاری نمیکنممم*غلط کردم همچین کاری کنم اصن 🗣️*» « اره چون من فقط همچین کاری میکنم*😂💔*.دیگه از این فیلمای عجیب غریب بازی نکن واقعا» «باوشه»
کایسر: ناراحت بود « ا.ت واقعا ازت ناراحت شدم چرا اینکارو کردی ؟ » «..کایسر این فیلمه و اینجور قسمت ها معلومه ساختگیه . من هیچوقت اینکارو نمیکنممم» « هعیییب باش مشکلی نیست. فقط دیگه از این فیلما بازی نکن اصن قشنگ نیست» *چشم_😂* « باشه باشه »
- ۲.۹k
- ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط