Part 7(Attachment)

Part 7(Attachment)
فیلیکس لباسش رو عوض کرد و از خونه بیرون رفت...
به سمت محل کارش رفت، برای درمان بیماری مادرش باید پول درمیاورد ، خرج لباسا، مدرسه، هم به اهده خودش بود..
ربه محل کارش رسید، اون توی سوپر مارکت کار میکرد و صندوق دار بود...
رو پوشش رو پوشید و شروع کرد به کار کردن.
مشغول کار کردن بود که صدای بازشدن در اومد..
بدون اینکه سرش رو بلند کنه گفت:

خوش اومدیین ..

هیونجین با دوستاش وارد مغازه شد و از قفسه ها یه پاکت سیگار ( تاکید میکنم بهمن) ور داشت ، موقع حساب کردن هیونجین رو به صندوق ایستاد و با دیدن فیلیکس پوزخند بلندی زد ،
دوستش با شنیدن پوزخند هیونجین اونم کنار صندوق اومد..
فیلیکس سرش رو آروم بلند کرد و با دیدن هیونجین چشماش کمی گرد شد..
هیونجین دستش رو روی میز گذاشت و گفت.:

ببین کی اینجا!!

دوست هیونجین هم خندید :

این همون پسره که امروز جولو رامون سبز شد ؟؟!

فیلیکس از جاش بلند شد و روپوشش رو در اورد و به سمت در رفت ..
میخاست خارج شه که هیونجین با پرویی مچ دستش رو گرفت و به سمت خودش کشید
به ديوار کوبیدش و دستشو کنار فیلیکس گذاشت و فاصله گرفت
آروم با پوزخند گفت:

(کجا؟!
دیدگاه ها (۰)

«قهوه تلخ، لبخند شیرین»پارت ۳یه روز با یه دوست پسر هم‌کلاسی ...

#my.sexy.toy. psrt 8 فیلیکس سرش رو از روی شانه‌ی هی...

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : چهارم » « ذهن جیمین : وقتی خوابیدم س...

او به ارامی دستش را دور شونه ی دکو انداخت و اون را به سمت خو...

༒ 𝘽𝙡𝙤𝙤𝙙𝙮 𝙑𝙖𝙢𝙥𝙞𝙧𝙚 ༒ __ ___ part 1باران شدیدی می‌بارید ...

❤️‍🔥 قرار نبود عاشقت بشم𝑷𝒂𝒓𝒕 10 | حسودیت می‌شه، آقای هوانگ؟!...

فیک:بابای سخت گیر من " part 13[ماشین جلوی عمارت توقف کرد. سو...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p40 😢انگشت‌هاش به‌آرومی ...

پارت ۲۰

#my.FUCKER.mafai. part7تلفن هیونجین ناگهان زنگ خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط