خارخندیدوبه گل گفت:"سلام"
خارخندیدوبه گل گفت:"سلام"
وجوابی نشنید...
خاررنجیدولی هیچ نگفت !!
ساعتی چندگذشت...
گل؛چه زیباشده بود ،،
دست بی رحمی،نزدیک آمد...
گل؛سراسیمه ز وحشت افسرد !!
لیک؛آن خار،درآن دست خزید..و گل ازمرگ رهید..
صبح فرداکه رسید ،،
خار،باشبنمی ازخواب پرید...
گل ؛صمیمانه به اوگفت :"سلام"
گل ؛اگرخارنداشت ،،
دل ؛اگربی غم بود ،،
اگرازبهرکبوتر،قفسی تنگ نبود ،،
"زندگی، عشق ، اسارت ، قهروآشتی "
" همه بی معنابود "
وجوابی نشنید...
خاررنجیدولی هیچ نگفت !!
ساعتی چندگذشت...
گل؛چه زیباشده بود ،،
دست بی رحمی،نزدیک آمد...
گل؛سراسیمه ز وحشت افسرد !!
لیک؛آن خار،درآن دست خزید..و گل ازمرگ رهید..
صبح فرداکه رسید ،،
خار،باشبنمی ازخواب پرید...
گل ؛صمیمانه به اوگفت :"سلام"
گل ؛اگرخارنداشت ،،
دل ؛اگربی غم بود ،،
اگرازبهرکبوتر،قفسی تنگ نبود ،،
"زندگی، عشق ، اسارت ، قهروآشتی "
" همه بی معنابود "
- ۹۵۳
- ۰۷ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط