می روی با فرق خونین پیش بازوی کبود

می روی با فرق خونین پیش بازوی کبود
شهر بی زهرا که مولا! قابل ماندن نبود

با وضو آمد به قصد لیله الفرقت، علی!
ابن ملجم در شب احیاء چه قرآنی گشود

#قاسم_صرافان
دیدگاه ها (۲)

❌ حکومت‌داری خاله بازی نیست؛ نسخه‌پیچی از دور آسان است!🎙 بیا...

اخرین بازمانده

### پارت هشتم: «پازلِ سمی»سه روز گذشت. اداره‌ی پلیس مثل کندو...

پارت اول: عمارت خاموشباران از نیمه‌شب شروع شده بود.قطره‌های ...

پارت ۲۰ — بعد از آن شبسه ماه گذشت.یورا دیگر آن دختر سردرگم ر...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

چند پارتی پارت ۱عمارتِ جونگ‌کوک همیشه بویِ سردِ باروت و بویِ...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۹

سایه‌روشنِ نیمهِ شب.صدایِ تیک‌تاکِ ساعتِ دیواری، تنها صدایی ...

یادداشتی درباره شعر «باز به نام خدا» از «شهاب‌الدین موسوی» م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط