{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز من آمده ام مست غزلخوانی تو

باز من آمده ام مست غزلخوانی تو
بر لبم حسرت یک بوسه ی طولانی تو

میزبان دل من شو!خودم آورده ام اش
با دوصد شور به سرمنزل مهمانی تو

چشم و لب های تو هربار که همدست شدند
طفلکی قلب من و زلزله ی آنی تو!

"دوستت دارم" و این را تو نکردی باور
می کشم رنج ازاین "آنچه نمی دانی" تو

مشکن قلب مرا "آه" ندارد شوخی!
ترسم این است شود باعث ویرانی تو

بر سر عشق من آری تو قسم می خوردی
وای بر من اگر این بود مسلمانی تو!!
دیدگاه ها (۳)

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وهشتم: چاقویی که نرسید---آن شب.در جنگ...

باز من آمده ام مست غزلخوانی تو بر لبم حسرت یک بوسه ی طولانی ...

باز من آمده ام مست غزلخوانی تو بر لبم حسرت یک بوسه ی طولانی ...

باز من آمده ام مست غزلخوانی تو بر لبم حسرت یک بوسه ی طولانی ...

باز من آمده ام مست غزلخوانی تو بر لبم حسرت یک بوسه ی طولانی ...

باز من آمده ام مست غزلخوانی تو بر لبم حسرت یک بوسه ی طولانی ...

باز من آمده ام مست غزلخوانی تو بر لبم حسرت یک بوسه ی طولانی ...

باهمه ی شـور غــزلخوانی امدربه در کوچـه ی تنهـــا نی امای تو...

عوض کردم به جایت آب تنگ و خاک گلدان را و جارو می کشم این کوچ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط